وقتی بهت خیانت می کنه و ....
۲/۲
_هستی مامانم هر روز داشت از تو و کار های که میکردی فیلم میفرستاد و میگفت داره تععقیبت میکنه و همچنین اگر این کار رو نکنم تو رو میکشه من دلم نمیخواد از دستت بدم هستی نمیخوام
#باور نمیکنی بزار الان زنگ میزنیم
تماس بین دختره و مامان کوک:
ویو هستی
زنگ زدن به مامان کوک
#الو خانم
&چیشد فهمید ؟!
#بله خانم
&هه پس سانا کارش رو خوب انجام داد
چ،چی سانا هم تو این ماجرا دست داشت؟!
&الان دیگه اون دختره نچسب از پسرم جدا میشه راستی نامزدت آزاد شد برو یه کشور دیگه تا نفهمه
#چ،چشم
_حالا فهمیدی هستی من نمی خوام از دستت بدم
#ما هنوز هیچ کاری نکردیم
+ولی...
#قهر نکن دیگه دیدی که شوهرت رو ندزدیدم
+(خنده)باشه
#خداحافظ من برم دیگه تا سریع با نامزدم از این کشور بریم
+_خداحافظ
و دختره رفت
_ اصلا معلوم نبود طرف کی بودی
+با من حرف نزن
_الان قهری ؟!
+اوهوم
_پس دیگه شیرموز بهت نمیدم
+مگه تا الان میدادی ؟!
_شیرموز نمی دادم ؟!
+نه
_پس از الان به بعد بهت میدم دیگه قهر نکن باشه (کیوت)
+هوفف باشه
چند سال بعد
مادر کوک فردا اون روز قضیه رو فهمید و خیلی حرس خورد در واقع قرار بود سانا قرار بود باهاش ازدواج کنه
من و کوک هم بعد از دو سال صاحب یه دختر به اسم مینجی و یه پسر به اسم هیونجین شدیم
پایان
نظر یادت نره !
#bts#army#BTS#ARMY#BANGTAN#JUNGKOOK
دیدگاه ها (۸)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.