تکرار فریادهای خفه شده زنی بی پناه و دریده شده
تکرار فریادهای خفه شده زنی بی پناه و دریده شده
که از زیر چادر مشکیش با نفرت به درنده های شهری مینگریست
که به قداست چادرش هم رحم نکرده بودند و در تاریکی شب ،
به بهانه دزدین پول و طلا ،حرمتش را دریده بودند و روحش را له کرده بودند
خدایا زمینت بوی تعفن گرفته ،دیگر از گاهی نگاهی هم گذشته،
باید بیایی و نفسهای شیطانی را اعدام کنی....
که از زیر چادر مشکیش با نفرت به درنده های شهری مینگریست
که به قداست چادرش هم رحم نکرده بودند و در تاریکی شب ،
به بهانه دزدین پول و طلا ،حرمتش را دریده بودند و روحش را له کرده بودند
خدایا زمینت بوی تعفن گرفته ،دیگر از گاهی نگاهی هم گذشته،
باید بیایی و نفسهای شیطانی را اعدام کنی....
- ۲۱۵
- ۰۳ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط