{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا چتر آفتابی چشمانت از آن من است

تا چتر آفتابی چشمانت از آن من است
از باران حوادث نمی هراسم
دیدگاه ها (۳)

****

خـــدایـا . . . !گاهی تو را بـزرگــ می بینم و گاهی کـوچکــ ،...

ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺗﺨﺘﻪ ﻧﺮﺩ ... ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺎﻟﺒﻪ ..ــــــــــــــــــــــــــــ...

سوال یک دختر بچه 9 ساله شیعه از مدیر خود که باعث شد تمام کا...

في عينيكِ وطنٌ لا أريد الرحيل عنه. در چشمانت وطنی‌ست که نمی‌...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۵: باران ناگهانیع...

💜💜زیر سایبانِ  نفس شبهوس تو را دارد دلم..بی‌قرارم و دلتنگیهم...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

࿐ྀུ༅ ࿇ ﷽ ࿇ ࿐ྀུ༅«أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُو...

سیل ویرانگر در مرز لائوس. سیل و زلزله و توفان داره زیاد میش...

༄ུ* شب چشمانت ڪَره می‌زند مهتاب را بر مدار عشق ... و نیلوفر ...

رمان تهیونگ و جنی

_ چشمان قهوه ای او ؛ 30 ژوئیه 2026در کالبد نگاهت چیزی فراتر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط