{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم

دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم
تا دارمت، نگاه به مردم نمی کنم...

در گیر و دار تلخ رسیدن به عشق،
حتی به جان خویش،ترحم نمی کنم...

این فصل پا به ماه غمی ژرف گونه بود،
هرگز به این بهار تبسم نمی کنم...

من در بهشت عشق تو ادم شدم، ولی
خود را خراب خوردن گندم نمی کنم...

ای بهترین بهانه برای نمردنم...
دیگر تو را میان غزل گم نمی کنم...
@fuoad
دیدگاه ها (۵)

ای شهید…ای آنکه بر کرانه ازلی و ابدی وجود بر نشسته ای،دستی ب...

زندگی سردار شهید قاسم سلیمانی در یک نگاه

نمی دانی چه لذتی داردفشرده شدن در تنگنای اغوشتوقتی مرا محکم ...

قمار عشق شیرین اَست و من هرگِز نمیبازَم ..."تو" از آس دِلَت ...

نمی داند دل تنها، میان جمع هم تنهاستمرا افکنده در تُنگی، که ...

باید   برای   وصف   تو   تا  کی غزل نوشتوقتی   برای  از  تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط