{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی درخواستی

چند پارتی درخواستی
پارت ۱





( پاک شده بود دوباره گذاشتمش )
یک روز عادی داشتم حاضر میشدم که برم دانشگاه من از خانواده ام جدا زندگی میکنم در واقعه به خاطر دانشگاهم که یک شهر دیگه اس از خانواده ام جدا شدم ...
می خاستم از خونه برم بیرون که طبق معمول به عکس اعضا نگاه کرد از ته دل اه عمیقی کشیدم ...
یعنی اصلا امکان داره برای یک بارم که شده بینمشون ؟
من زمانی که بچه بودم کره رفتم و دوست های زیادی هم اونجا داشتم اما اون زمان بی تی اس هنوز تشکیل نشده بود هعییی اگه من شانس داشتم کارخونه آدامس داشتم ..!
از خونه اومدم بیرون و رفتم دانشگاه و به محض اینکه وارد کلاس شدم دوستم بنیتا دویید سمتم و بازهامو گرفت ...
ا/ت . هعیی آروم...چی شده؟ ( تعجب
بنیتا. خانم کیم یه خبر خوب برات دارم !!!
ا/ت ( چون بایس من تو بی تی اس تهیونگه دوستام فامیل تهیونگ رو روی من میگذارن و بهم میگن خانم کیم )
ا/ت . چه خبری؟  کدوم استاد نیومده انقدر خوشحالی ؟
بنیتا . برو بابا بحث استاد نیست دانشگاه یه اردوی عملی و گردشی گذاشته ..!
ا/ت . خوب اینکه عادیه .... برای این انقدر ذوق داری ؟
بنیتا . اگه بدونی کجا میخاییم بریم از من بیشتر ذوق میکنی ..
ا/ت . حالا همچین میگه ذوق میکنی انگار میخاییم بریم کره !
بنیتا . با ذوق سر تکون داد
ا/ت . اصلا شوخی خوبی نیست ( پوکر
بنیتا. با حرکت سرش فهماند که شوخی در کار نیست
ا/ت . نگو که ..... یعنی .... واقعا ...؟ ( تعحب
بنیتا. دقیقا خانم کیم این بار به اثر استاد ها یه اردوی خارج کشور گذاشتن و چون متوجه تاریخ و هنر باحال کره شدن کره رو انتخاب کردن ... شانس باهات یار بوده چون یه کشور دیگه مد نظرشان بود اما کره رو انتخاب کردن ...
ا/ت . ناباورانه و با ذوق به بنیتا نگاه کرد و دستشو رو ذهنش گذاشت و از ذوق بالا و پایین پرید ....
ا/ت. حالا کی قرار بریم؟  ( ذوق
بنیتا .شنبه هفته دیگه ...
ا/ت . آآآآآآآآآ...من تا هفته دیگه چطور طاقت بیارم ؟..... وایستا وایستا ... بی تی اس دقیقا هفته دیگه شنبه و دوشنبه کنسرت داره ....عرررر
بنیتا . بیا دیدی گفتم بیشتر از من ذوق میکنی ؟
ا/ت  . قربونت بشممم نمیدونی چقدر با این خبری که بهم دادی خوشحالم کردی
بنیتا. چرا میدونم خانم کیم....قربون بشی منو نداشتی چیکار میکردی؟  ...( خنده
ا/ت . خنده
بنیتا. حالا بیا بشینیم الان استاد میاد
ا/ت . باشه .. ( باهم نشستن
ا/ت . اون یه هفته برام خیلی زود گذشت بلخره انتظار داشت تموم میشد و میتونستم برم کره اصلا باورم نمی شد...
بلخره روز شنبه رسید ....
بلخره قراره بدم کره ...
با ذوق وسایلم که از هفته قبل جمع کرده بودم برداشتم و اومدم جلو در و گونه تک تک اعضا رو توی عکس بوسیدم و گفتم ... بلخره ....دارم میام...( ذوق





ادامه دارد ......
#تابع_قوانین_ویسگون
دیدگاه ها (۱۰)

چند پارتی درخواستی پارت ۳ادمین. ا/ت و هم کلاسی هاش و استاد ...

چند پارتی درخواستی پارت ۴ ا/ت . ببخشید مطمنید اشتباه نگرفتین...

I loved be angel PART 25اسلاید اول . ماشین تهیونگ اسلاید دوم...

چند پارتی درخواستی پارت ۲ ا/ت . به دانشگاه رفتیم و بعد همراه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط