{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یبار رفتیم پیاده روی، مثلا عشقولانه، از بارون که خبری نبو

یبار رفتیم پیاده روی، مثلا عشقولانه، از بارون که خبری نبود، رودخونه هم طبق معمول آب نداشت،
نشستیم روی یه نیکمت ...
و از دور به هم فکر کردیم!


#حمید_جدیدی
دیدگاه ها (۹)

هنوز بوسه ی من مثل قفل بر دهنشهنوز انگشتم اسم رمز پیرهنشهنوز...

#آرش_شفاعی

لذت شیرین خواب هر شبت مال خودت لطف کن بگذار من هرصبح بیدارت ...

آهای فرسنگ‌ها دور از منبازگشت را تعبیری دوباره کنقشنگ کن غرب...

رمان عشق من واقعیه خیابون | part60- خب پیاده شو + اها باشهو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط