{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این عشق شد مهمان من زخمی بزد بر جان من

این عشق شد مهمان من زخمی بزد بر جان من
صد رحمت و صد آفرین بر دست و بر بازوی او
من چند گفتم های دل خاموش از این سودای دل
سودش ندارد های من چون بشنود دل هوی او
دیدگاه ها (۰)

ناصحا، بیهوده می گویی که دل بردار ازومن به فرمان دلم، کی دل ...

امروز+بیشتر+از+هر+روز+از +نداشتنت+دلتنگ+شدم+دلشکسته+تر+از+هر...

من عشق تو اختیار کردمشاید که مرا درم نباشدبا دیدن رویت ای نگ...

نچشم ور بچشم باده ز دست تو چشمنکشم ور بکشم طعنه برای تو کشمو...

ای ز سودای تو دل شیدا شدهزآتش عشق تو آب ما شدهعاشقان در جست ...

یکی ازجمعه ها او خواهد آمدبه درد عشقدرمان خواهد آمدغبارازخان...

شعر های خودم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط