ONLY MINE
ONLY MINE
PART 31
ا/ت . تیر به بازوی ا/ت خورد و صورتش از درد توی هم رفت ...
خون مثل رود از باروری ا/ت میرفت و این باعث شد کم کم بیحال بشه و با زانو زمین بخوره ...
چانگ هو. ا/تتتتت( داد و دویید سمتش
چانگ هو. ا/ت . چی شد... خوبی ؟
ا/ت . از درد نمی تونست جواب بده و کم کم داشت به خاطر خون زیادی که ازش می رفت بیهوش میشد ...
چانگ هو. ا/ت رو براید استایل بغل کرد و بردش تو ماشین و سه جین وسایل ا/ت رو برداشت و سریع رفت که مراقبشون باشه ...
سوها و مرد هم مدتی درگیر شدن اما به دلیل نیروی بدنی بالای سوها .. تونست مرد رو شکست بده و بکشتش و بعد به سرعت دویید سمت ماشین ...
سوها. ارباب سالمید؟ ( نگران
چانگ هو. من خوبم زود برو به عمارت من سریع ( داد
سوها . چشم
چانگ هو. سه جین سریع به پزشک سون زنگ بزن خوش رو برسونه عمارت من ...
سه جین . چشم ..
چند مین بعد رسید عمارت .
چانگ هو. ا/ت رو بغل کرد و سریع دویید داخل و گذاشتش روی تخت کل تن ا/ت و چانگ هو خونی شد بود ا/ت تقریبا دیگه جونی واسش نمونده بود ...
همون لحظه پزشک سون رسید و همه رو از اتاق بیرون کرد و دست ا/ت رو عمل جراحی کرد تا تیر رو از دستش در بیاره و بعد زد عفونی کرد و زخمش رو بست اما یه مشکلی بود خون زیادی از بدنش رفته بود و بدون خون زیاد نمی تونست زنده بمونه پس دکتر سون از اتاق بیرون ومد و گفت ...
سون . سریع از این خونه نمونه بگیرید ببینید گروه خونیش چیه و برام از همون خون بیارید ..
سه جین. چشم ( رفت آزمایشگاه باند
۱ ساعت بعد
سه جین با جواب آزمایش و همچنین مقداری از همون خون برگشت ..
سه جین . بفرمائید دکتر سون
سون . سریع خون رو گرفت و به ا/ت تزریق کرد
۲۰ دقیقه بعد
حال ا/ت . کم کم بهتر شد و صورت رنگ پریده اش بهتر شد اما همچنان بیهوش بود..
سون . حالش خوبه ارباب خیلی شانس آورد اگه یکم به سمت راست بود تیر دقیقا روی قلبش بود ... فعلا هم بیهوشه اما تا صبح بهوش میاد
چانگ هو. اهوم .. ممنون.. میتونی بری..
سون . وظیفه ام بود ... با اجازه.. ( رفت
چانگ هو هم رفت تو اتاقش و شروع به کار کردن کرد و نزدیک های صبح پشت میزش خوابش برد.....
ادامه دارد......
PART 31
ا/ت . تیر به بازوی ا/ت خورد و صورتش از درد توی هم رفت ...
خون مثل رود از باروری ا/ت میرفت و این باعث شد کم کم بیحال بشه و با زانو زمین بخوره ...
چانگ هو. ا/تتتتت( داد و دویید سمتش
چانگ هو. ا/ت . چی شد... خوبی ؟
ا/ت . از درد نمی تونست جواب بده و کم کم داشت به خاطر خون زیادی که ازش می رفت بیهوش میشد ...
چانگ هو. ا/ت رو براید استایل بغل کرد و بردش تو ماشین و سه جین وسایل ا/ت رو برداشت و سریع رفت که مراقبشون باشه ...
سوها و مرد هم مدتی درگیر شدن اما به دلیل نیروی بدنی بالای سوها .. تونست مرد رو شکست بده و بکشتش و بعد به سرعت دویید سمت ماشین ...
سوها. ارباب سالمید؟ ( نگران
چانگ هو. من خوبم زود برو به عمارت من سریع ( داد
سوها . چشم
چانگ هو. سه جین سریع به پزشک سون زنگ بزن خوش رو برسونه عمارت من ...
سه جین . چشم ..
چند مین بعد رسید عمارت .
چانگ هو. ا/ت رو بغل کرد و سریع دویید داخل و گذاشتش روی تخت کل تن ا/ت و چانگ هو خونی شد بود ا/ت تقریبا دیگه جونی واسش نمونده بود ...
همون لحظه پزشک سون رسید و همه رو از اتاق بیرون کرد و دست ا/ت رو عمل جراحی کرد تا تیر رو از دستش در بیاره و بعد زد عفونی کرد و زخمش رو بست اما یه مشکلی بود خون زیادی از بدنش رفته بود و بدون خون زیاد نمی تونست زنده بمونه پس دکتر سون از اتاق بیرون ومد و گفت ...
سون . سریع از این خونه نمونه بگیرید ببینید گروه خونیش چیه و برام از همون خون بیارید ..
سه جین. چشم ( رفت آزمایشگاه باند
۱ ساعت بعد
سه جین با جواب آزمایش و همچنین مقداری از همون خون برگشت ..
سه جین . بفرمائید دکتر سون
سون . سریع خون رو گرفت و به ا/ت تزریق کرد
۲۰ دقیقه بعد
حال ا/ت . کم کم بهتر شد و صورت رنگ پریده اش بهتر شد اما همچنان بیهوش بود..
سون . حالش خوبه ارباب خیلی شانس آورد اگه یکم به سمت راست بود تیر دقیقا روی قلبش بود ... فعلا هم بیهوشه اما تا صبح بهوش میاد
چانگ هو. اهوم .. ممنون.. میتونی بری..
سون . وظیفه ام بود ... با اجازه.. ( رفت
چانگ هو هم رفت تو اتاقش و شروع به کار کردن کرد و نزدیک های صبح پشت میزش خوابش برد.....
ادامه دارد......
- ۳۴۵
- ۱۴ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط