{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ONLY MINE

ONLY MINE
PART 32






ویو صبح
ا/ت . با نوری که روی چشمام افتاد بیدار شدم و یکم چرخیدم که دستم بشدت درد گرفت و جیغ خفه ای کشیدم ...
لعنتی دیشب تو کشمکش ونا من تیر خوردم ...
اینم شانس اخه نگاه کن .... اییییی... درد میکنه ...
دست دیگه ام رو روی بازوم گذاشتم و آروم از تخت ومدم پایین و به زور و زحمت لباسم رو عوض کردم و از اتاق ومدم بیرون ...
چانگ هو. ووو سلام ا/ت ... خوبی ؟ ( ومد پیشش
ا/ت . سلام آقای سو بله خوبم
چانگ هو. درد که نداری ؟
ا/ت . یکم .. ولی چیز مهمی نیست خوب میشه ..
چانگ هو. قطعا همین طوره تو دختر قوی هستی.... دیشب یه لحظه ترسیدم وکیل خبرای مثل تو رو از دست بدم.. ( خنده آروم
ا/ت . ( لبخند کوچکی زد
چانگ هو. بیا صبحانه بخوریم
ا/ت . چشم
بعد از صبحانه
ا/ت . آقای سو فیلم دوربین ها چی شد؟ ون مرد ها رو شناسایی کردین ؟ گرفتنشون ؟
چانگ هو. تو ..تو این حالم به فکر کاری دختر ؟ اره همشون رو شناسایی کردیم و این فقط به لطف تو بود ۲ روز دیگه عملیات دارم از ون عملیات که برگشتم به حساب جئون هم میرسم که دیگه جلو من قد علم نکنه و به محموله های من دست برد بزنه
ا/ت . اهوم
چانگ . خوب ... تو اگه حالت خوب نیست بمون عمارت نمیخواد امروز بیای باند...
ا/ت . نه نه میام ... کلی کار دارم توی باند .. من حالم خوبه آقای سو لطفا نگران من نباشید ( لبخند
چانگ هو. الحق که دختر خانم و آقای هان هستی ....
ا/ت . لبخند زد
چانگ هو. خیل خوب برو حاضر شو تا بریم باند
ا/ت . چشم .. ( لبخند
ا/ت . رفتم تو اتاق و خواستم لباسمو عوض کنم که یادم وند دیشب ردیاب رو خاموش کردم ...
یاخدا نکنه پیداش کرده باشن ... سریع لباسمو گشتم .. نه خداروشکر مثل همیشه لای موهام گیر کرده ..
این موها منو از چه خطر هایی نجات دادن ...
لباسمو عوض کردم و ردیاب رو یه جای مطمنم وصل کردم و روشنش کردم .....
کوک . چه عجب ... ( عصبی
ا/ت . ببخشید ..
کوک . دفعه آخرت باشه ردیابو خاموش میکنی فهمیدی ؟( عصبی
ا/ت . بله فهمیدم
کوک. حالت خوبه ؟ شنیدم تیر خوردی
ا/ت . بله خوبم .... شما از کجا فهمیدین من تیر خوردم ؟
کوک . افرادم بهم خبر دادن
ا/ت . آها .... کاری با من ندارین من باید برم باند ..
کوک . نه برو ... ردیاب یه جای مطمن وصل کن و خاموشش هم نمیکنی ..
ا/ت . بله ... فعلا ( ومد پایین و رفتن باند
ویو باند
ا/ت . رفت تو اتاقش و چند مین بعد که سه جین در زد...
ا/ت . بیا داخل ( سرش تو پروندها بود
سه جین . سلام.. حالت خوبه؟
ا/ت. اره خوبم ممنون
سه جین . خداروشکر.. خیلی شانس اوردیا... دیشب پدرم در وند تا خون و دست پیدا کنم .. اخه خون زیادی ازت رفته بود
ا/ت . اره ممنونم
سه جین . شوکه میشی اگه بفهمی کی بهت خون داده ..
ا/ت . مگه کی بهم خون داده؟
سه جین . ارباب جئون
ا/ت . چیی؟ ( شوکه






ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۳)

ONLY MINE PART 31ا/ت . تیر به بازوی ا/ت خورد و صورتش از درد ...

ONLY MINE PART 30ویو محل تحویل محموله هاا/ت . دور اطرافش رو ...

ONLY MINE PART 26اسلاید ۱ و ۲ باند سو چانگ هواسلاید سوم. وس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط