{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انصاف نباشد که من خسته رنجور،

انصاف نباشد که من خسته رنجور،
پروانه او باشم و او شمع جماعت..
دیدگاه ها (۰)

مانده‌ام گیج، همان عاشق مستی یا نه؟که به پای منِ آواره نشستی...

می‌توان در سن کم مانند یک انسان پیر . .قامتی خم، دست لرزان، ...

در چشم همه روی لبم خنده نشاندمدر حال فرو خوردن بغضی سرطانی؛آ...

من اَرگ بَم و خِشت به خِشتَم مُتلاشی.. تو نقش جهان؛ هر وَجَب...

ای کاش چو پروانه پری داشته باشم  تا گاه به کویت گذری داشته ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط