{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

⭐‌پارت ۱۹/کما⭐‌

⭐‌پارت ۱۹/کما⭐‌
+تهیونگ رفت شرکت و من دوش گرفتم و رفتم اتاقم تا لباسامو بپوشم یه دامن کوتاه سیاه با یه لباس دکمه دار و کراوات سیاه پوشیدم ساعت مچیه سیاهمم زدم و یه آرایش خیلی خفن کردم اصلا اوفف خیلی کراش شده بودم ... بعد از یک ربع دنبال سوئیچ موتورم گشتن پیداش کردم و سوار موتورم شدم و رفتم شرکت ..
(یک ربع بعد)
+وقتی رسیدم پیاده شدم و کلاه ایمنی مو که اونم سیاه بود رو برداشتم رفتم شرکت همه چششون رو من بود البته باید می‌بود ...

>اون خانم کیمه؟
>واوووو خیلی جیگر شده
>همونیه که تو کما بود ببین چقدر سر حال شده
>برادر آقای کیمه بای م مثل اون جذاب باشه
>شبیه سلبریتی ها شده
...
+با اعتماد به نفس رفتم سمت اتاق تهیونگ ولی ما حق نداشتیم تو شرکت صمیمی حرف بزنیم یا اسممون رو صدا کنیم..

حمایت؟؟؟؟🤍🌿
نظرتون؟؟؟🤍🌿
لایک؟؟؟؟🤍🌿
فالو؟؟؟؟🤍🌿
دیدگاه ها (۵)

⭐‌پارت۲۰/ کما⭐‌آت:سلام آقای کیم خسته نباشد من حالم بهتر شده ...

⭐‌پارت ۲۱/کما⭐‌تهیونگ:هان بگو ببینم دوسش داری؟کوک میکشمتاااا...

⭐‌پارت ۱۸/کما⭐‌تهیونگ:اوکی اوکی دارم میرم.. منو ته تو شرکت پ...

‌⭐پارت ۱۷/کما⭐‌تهیونگ:آت ببین من واقعا دوست دارم به خدا دوست...

رمان امگا کوچولوی من پارت 1 ویو یونگی با آلارم گوشی از خواب ...

^رُمــــآنـــــ^ | [نــِفــرتـــ وَ عِــشــقـــ] ...

شغل پنهان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط