{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"راه خیانت"

"راه خیانت"

پارت ²

که جولیا رو دیدم داره میاد سمتم
جولیا:های مای بچ
ا/ت:های کره خر
جولیا:یاااا
ا/ت:خب دیگه بیا بریم سرکلاس دیر شد
جولیا:بزن بریم
ویو ا/ت
با جولیا رفتیم دفتر مدیر و پرسیدیم کلاسمون کجاست و مدیر هم بهمون گفت
وارد کلاس شدیم خوشبختانه منو جولیا جامون کنار هم بود...
استاد وارد کلاس شد
استاد:سلام بچه ها امیدوارم خوب باشید خب میخوام
تا استاد میخواست ادامه ی حرفشو بزنه در کلاس با شدت باز شد و دو تا پسر با عجله پریدن تو کلاس
جونگ کوک:عه سلام استاد شماهم اینجایید
جیمین:کوک چرا مزخرف میگی پس کجا باشه(در گوش کوک)
استاد:شما دوتا چرا انقد دیر اومدید ها توضیح بدید؟!
جیمین:استاد ترافیک دیگه
استاد: اها برید بشینید ببینم اخرین بارتون باشه
جونگ کوک:چشم استاد
جونگ کوک و جیمین سریع رفتن نشستن
استاد:خب بچه ها چی داشتم میگفتم اها خب دوتا دانش اموز جدید داریم ا/ت و جولیا لطفا خودتونو معرفی کنید
ا/ت از سر جاش پاشد رو به بچه ها کرد و گفت:انیو اسمم‌ کیم ا/ت‌ و امیدوارم ساله خوبی رو در‌ کنار هم داشته باشیم
جولیا هم پاشد خودشو معرفی کرد نشست
استاد:خب بچه ها ریاضی رو باز کنید
ویو ا/ت
بعد از اینکه استاد کلی زر زر کرد بالاخره زنگ خورد و با جولیا رفتیم دوتا شیرکاکائو گرفیتم و رفتیم تو حیاط نشستیم...
دیدگاه ها (۱)

"راه خیانت "پارت³نشستیم... ویو ا/ت داشتیم شیرکاکائو میخوردیم...

"راه خیانت"پارت⁴مدیر:هوم معلومه که میپرسم میا بیا تومیا اومد...

"راه خیانت "پارت 1ویو ا/ت:صبح با صدای مزخرف الارم بلند شدم گ...

نام فیک:راه خیانت!شخصیت ها:ا/ت_جولیا_جونگ کوک_ جیمینکیم ا/ت:...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟩فلش بک صبح :لونا : اوفف خدای من، ا/ت ...

ا. ت میدونست که اعتراف به جانگ کوک ممکنه خطرناک باشه ولی قل...

دست گرم پارت 1ویو ا. تامروز روز اول دانشگاه هست برای همین ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط