{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥
⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 117・⁠]⁠ᕗ

داد زدم : برین کنار احمقااا
صدايي از پشت سرم اومد : اوه اوه..چه پرنسس بي ادبي
سریع برگشتم و پشت سرمو نگاه کردم توماس اوج خشمم قابل بیان نبود.
این لعنتی اینجا چیکار میکرد؟ چی میخواست؟
از خشم به نفس نفس افتادم و به قیافه نحس و اون لبخند گشاد مسخره
و حال بهم زنش خیره شدم
با غیض گفتم : توو... چطور به خودت جرئت دادي چنين غلطي بكني
و راهم رو سد کني؟
لبخند کریهی زد و گفت : فقط راهتو نه...
با غیض گفتم : افرادت رو از سر راهم بردار
توماس : که بری به معشوقه عزیز زخمیت برسی؟ اسمش چی بود؟
اهان جونگکوک.
مغزم به کار افتاد نه جونگکوکی در کنار نبود
-کار توعه بی شرف بود نه؟
با همون لبخند مسخره اش اومد جلو و یه دفعه محکم کوبید تو
صورتم.خونم جوش اومد و حمله کردم سمتش که سربازاش از پشت
گرفتنم
توماس : بي شرف اون عاشق دل خسته ته.
با تمام توانم تقلا کردم و بلند داد زدم : ولم کنین.. ولم کن
اشغال.. پدرم بفهمه اتیشت میزنه.. ولم کنیننننن
اشاره ای زد و اون عوضیا دهنم رو با پارچه ای بستن
سرم رو تند تند میچرخوندم و تقلا میکردم که نتونن دهنم رو ببندن
اما با خشونت چونه ام رو گرفت و اون عوضیا هم دهنم رو بستن.
سعی میکردم داد بزنم اما پارچه محکم توی دهنم بود و دهنم درد
گرفته بود.دستامم از پشت با طناب بستن
خدایااا.. این لعنتی چی از جونم میخواد
اشک ترس تو چشمم حلقه زد.
توماس : میدونی کریستینای عزیز. من همیشه چیزهایی که میخوام
رو به دست میارم چه به زور و چه با آرامش... الان... تو رو میخوام... من دوستت دارم...
با غیض و تنفر نگاش کردم
توماس : تو فردا ازدواج میکنی پرنسس کریستیناا..ولی نه با
جونگکوک..با من...
نفسام تندتر و عصبی شد و تند تند سرم رو به نشونه نه به طرفین
تکون دادم. زل زد تو چشمم و گفت : اره
و خیلی یه دفعه ای موهام رو گرفت.از درد داشتم داغون میشدم و اشکم چکید ولی صدای دادی ازم بلند نمیشد.
دیدگاه ها (۱)

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 118・⁠]⁠ᕗ موهام بین دستای و خ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 119・⁠]⁠ᕗتوماس اشاره ای زد و ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 116・⁠]⁠ᕗبلند خندیدم و مثلا د...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 115・⁠]⁠ᕗمامان ریز خندید به س...

جادویی عشق part 18 نیستم.. اون یکیشون با غیض گفت: خفه شو..ما...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 73・⁠]⁠ᕗبغض کردم و اشکم اروم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط