چند پارتی از هیونجین ( درخواستی ) p3
چند پارتی از هیونجین ( درخواستی ) p3
--
بلاخره میرسی به خونه .. هیونجین روز استراحتش بود پس خونه بود و میدونستی که الان خوابه چون هیچوقت روزای تعطیل زود بلند نمیشد .. کلیدو میندازی تو در و میری داخل .. و با هیونجینی که جلو در بود مواجه میشی و از ترس جیغ آرومی میکشی
- وای ترسیدممممم هیونننن
+ ببخشید آروم باشش ؛ امتحان چطور بود پرنسس؟؟
- عاااهه نمیدونم واقعا احساس میکنم گند زدم
میری سمت مبل و خودتو روش میندازی ..
هیونجین سمتت میاد و موهاتو نوازش میکنه
+ ولی من بهت اطمینان دارم
پوفی از سر کلافگی میکشی
- ولی اگه خراب کنم چی؟؟
+ نگران نباش نمیکنی ..
جواب امتحان فردا میومد و خیلی استرس داشتی .. کل روزتو با استرس گذروندی ..
صبح روز بعد از اونجایی که دیر کردی باید شب میرفتی و کارنامه نهاییتو میگرفتی ..
- هیونجینننن من خیلی میترسممم
+ نترس همه چی خوب پیش میره من مطمئنم
- امیدوارم ... بیا از این فضا بیایم بیرون یه فیلم ببینیم؟؟
+ چرا که نه؟
- ( ذوق ) خببب پس وایسا بذارممم
تو بغل هم میشینین و فیلم شروع میشه
تا پایان فیلم نگاه میکنین و الان وقت این بود که بری و کارنامه رو بگیری ..
- هیونجین الان وقتشه برم
+ میخوای بیام؟؟
- نه نه خودم میرم
+ چرا نیام؟؟
- خودم میرم دیگههه
+ خب خب برو بپوش دیرت نشه دختر
- باشه باشه الان میرم
رفتی تو اتاقت و لباستو پوشیدی و رفتی برای گرفتن کارنامه ..
رسیدی و وارد محیط شدی
& سلام خانم
- سلام ؛ ببخشید برای تحویل کارنامه اومدم
& پایه تحصیلیتونو بگید
- کیم ا.ت سال آخر دبیرستان
& خیله خب ..
با پیدا کردن کارنامت لبخند معاون محو شد و همین باعث شد خیلی ناراحت و ناامید شی
& متاسفم دخترم .. بار بعدی بیشتر تلاش کن ..
- م .. ممنونم ( بغض )
کارنامه رو بهت میده .. اصلا باورت نمیشد .. که معدلتو ۸ شده باشی .. حتی پاسم نشدی! .. رسما مردود شدی
خیلی ناراحت و دل شکسته و از یورم ترسیده بودی برای واکنش هیونجین .. با خودت کلنجار میرفتی که خیلی احمقی .. میری توی ماشین میشینی .. چند دقیقه فقط تو مغزت خودتو سرزنش میکردی و بغضت میترکه و گریه میکنی .. واقعا میترسیدی که هیونجین راجبت چی فکر میکنه؟؟ اصن ریکشنش چیه؟؟
بلاخره ماشین و روشن کردی و سمت خونه رفتی ..
دینگ دینگ .. زنگ خونه رو میزنی
هیونجین درو باز میکنه و با اولین چیزی که برخورد میکنه چهره غمگین و ناراحت توئه ..
و اصلا نمیدونه چخبره ..
--
بلاخره میرسی به خونه .. هیونجین روز استراحتش بود پس خونه بود و میدونستی که الان خوابه چون هیچوقت روزای تعطیل زود بلند نمیشد .. کلیدو میندازی تو در و میری داخل .. و با هیونجینی که جلو در بود مواجه میشی و از ترس جیغ آرومی میکشی
- وای ترسیدممممم هیونننن
+ ببخشید آروم باشش ؛ امتحان چطور بود پرنسس؟؟
- عاااهه نمیدونم واقعا احساس میکنم گند زدم
میری سمت مبل و خودتو روش میندازی ..
هیونجین سمتت میاد و موهاتو نوازش میکنه
+ ولی من بهت اطمینان دارم
پوفی از سر کلافگی میکشی
- ولی اگه خراب کنم چی؟؟
+ نگران نباش نمیکنی ..
جواب امتحان فردا میومد و خیلی استرس داشتی .. کل روزتو با استرس گذروندی ..
صبح روز بعد از اونجایی که دیر کردی باید شب میرفتی و کارنامه نهاییتو میگرفتی ..
- هیونجینننن من خیلی میترسممم
+ نترس همه چی خوب پیش میره من مطمئنم
- امیدوارم ... بیا از این فضا بیایم بیرون یه فیلم ببینیم؟؟
+ چرا که نه؟
- ( ذوق ) خببب پس وایسا بذارممم
تو بغل هم میشینین و فیلم شروع میشه
تا پایان فیلم نگاه میکنین و الان وقت این بود که بری و کارنامه رو بگیری ..
- هیونجین الان وقتشه برم
+ میخوای بیام؟؟
- نه نه خودم میرم
+ چرا نیام؟؟
- خودم میرم دیگههه
+ خب خب برو بپوش دیرت نشه دختر
- باشه باشه الان میرم
رفتی تو اتاقت و لباستو پوشیدی و رفتی برای گرفتن کارنامه ..
رسیدی و وارد محیط شدی
& سلام خانم
- سلام ؛ ببخشید برای تحویل کارنامه اومدم
& پایه تحصیلیتونو بگید
- کیم ا.ت سال آخر دبیرستان
& خیله خب ..
با پیدا کردن کارنامت لبخند معاون محو شد و همین باعث شد خیلی ناراحت و ناامید شی
& متاسفم دخترم .. بار بعدی بیشتر تلاش کن ..
- م .. ممنونم ( بغض )
کارنامه رو بهت میده .. اصلا باورت نمیشد .. که معدلتو ۸ شده باشی .. حتی پاسم نشدی! .. رسما مردود شدی
خیلی ناراحت و دل شکسته و از یورم ترسیده بودی برای واکنش هیونجین .. با خودت کلنجار میرفتی که خیلی احمقی .. میری توی ماشین میشینی .. چند دقیقه فقط تو مغزت خودتو سرزنش میکردی و بغضت میترکه و گریه میکنی .. واقعا میترسیدی که هیونجین راجبت چی فکر میکنه؟؟ اصن ریکشنش چیه؟؟
بلاخره ماشین و روشن کردی و سمت خونه رفتی ..
دینگ دینگ .. زنگ خونه رو میزنی
هیونجین درو باز میکنه و با اولین چیزی که برخورد میکنه چهره غمگین و ناراحت توئه ..
و اصلا نمیدونه چخبره ..
- ۱۱۶
- ۱۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط