چند پارتی از هیونجین ( درخواستی ) p1
چند پارتی از هیونجین ( درخواستی ) p1
ا.ت -
هیونجین +
--
از این همه درس خوندن دیگه کلافه شده بودی و مغزت نمیکشید .. از اونورم اگه نمره کم میگرفتی هیونجین خیلی عصبی و ناراحت میشد .. و خب این برای تو خیلی ترسناک بود .. پس برای اینکه بتونی هیونجینو خوشحال کنی شب و روز درس میخوندی .. کم پیش میومد که استراحت کنی .. خیلی امید داشتی که بعد از این همه درس خوندن یه نمره طلایی نشون هیونجین بدی ..
بعد از تقریبا ۹ ساعت درس خوندن از اتاقت بیرون میای .. کش و قوسی به کمرت میدی و میری سمت آشپزخونه تا با یه چیزی گشنگیتو برطرف کنی ..
هیونجینم تازه از کمپانی اومده بود ..
+ اوه اوه میبینم بد جورییی خانم خستست
- آخ وای کمرم داره میشکنهههه گردنمم بدجور دردهه ..
هیونجین سمتت میاد و شروع میکنه ماساژ دادن گردن و کتفت
+ درسته که نمرت برام مهمه ولی سلامتی خودت برام با ارزش تره .. یکم استراحت کن دختر ..
- کوچیکترین استراحت باعث افتم میشه .. بیخیال چند روز دیگه تموم میشه همه چی .. امیدوارم
+ پس خانم کوچولوی من باید تلاش کنه نمره خوبی بگیره تا دوست پسرش ذوق کنه
- ( لبخند ) تمام تلاشمو میکنممم
+ ( لپتو میکشه ) خب خانم مهندس نظرت چیه که شام بخوریم؟؟ خیلیی گشنمهه
- باشه باشه برو بشین تا شام درست کنم ( خنده )
با عشق برای دوست پسرت شام درست میکنی و عاشقانه در کنار هم شام رو میخورین و کلی حرف میزنین .. بعد شام هم میخواستی بری درس بخونی .. چون چیزی نمونده بود تا روز شروع امتحان.
+ یه امشبو نمیمونی پیشم؟؟
- هیون الان نمیتونم .. خیلی وقت ندارم .. قول میدم بعد تمومی امتحانم کلی وقت بگذرونیم ..
+ باشه .. پس موفق باشی بچه
- بچه خودتییاا ( خنده )
+ باشه باشه تسلیممم
بعد از کلی خندیدن به اتاقت میری و دوباره شروع به درس خوندن میکنی .. هیونجین دلش برات میسوخت ولی خب نمرتم خیلی براش مهم بود .. و تو داشتی تمام تلاشتو میکردی ..
ا.ت -
هیونجین +
--
از این همه درس خوندن دیگه کلافه شده بودی و مغزت نمیکشید .. از اونورم اگه نمره کم میگرفتی هیونجین خیلی عصبی و ناراحت میشد .. و خب این برای تو خیلی ترسناک بود .. پس برای اینکه بتونی هیونجینو خوشحال کنی شب و روز درس میخوندی .. کم پیش میومد که استراحت کنی .. خیلی امید داشتی که بعد از این همه درس خوندن یه نمره طلایی نشون هیونجین بدی ..
بعد از تقریبا ۹ ساعت درس خوندن از اتاقت بیرون میای .. کش و قوسی به کمرت میدی و میری سمت آشپزخونه تا با یه چیزی گشنگیتو برطرف کنی ..
هیونجینم تازه از کمپانی اومده بود ..
+ اوه اوه میبینم بد جورییی خانم خستست
- آخ وای کمرم داره میشکنهههه گردنمم بدجور دردهه ..
هیونجین سمتت میاد و شروع میکنه ماساژ دادن گردن و کتفت
+ درسته که نمرت برام مهمه ولی سلامتی خودت برام با ارزش تره .. یکم استراحت کن دختر ..
- کوچیکترین استراحت باعث افتم میشه .. بیخیال چند روز دیگه تموم میشه همه چی .. امیدوارم
+ پس خانم کوچولوی من باید تلاش کنه نمره خوبی بگیره تا دوست پسرش ذوق کنه
- ( لبخند ) تمام تلاشمو میکنممم
+ ( لپتو میکشه ) خب خانم مهندس نظرت چیه که شام بخوریم؟؟ خیلیی گشنمهه
- باشه باشه برو بشین تا شام درست کنم ( خنده )
با عشق برای دوست پسرت شام درست میکنی و عاشقانه در کنار هم شام رو میخورین و کلی حرف میزنین .. بعد شام هم میخواستی بری درس بخونی .. چون چیزی نمونده بود تا روز شروع امتحان.
+ یه امشبو نمیمونی پیشم؟؟
- هیون الان نمیتونم .. خیلی وقت ندارم .. قول میدم بعد تمومی امتحانم کلی وقت بگذرونیم ..
+ باشه .. پس موفق باشی بچه
- بچه خودتییاا ( خنده )
+ باشه باشه تسلیممم
بعد از کلی خندیدن به اتاقت میری و دوباره شروع به درس خوندن میکنی .. هیونجین دلش برات میسوخت ولی خب نمرتم خیلی براش مهم بود .. و تو داشتی تمام تلاشتو میکردی ..
- ۳۴۲
- ۱۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط