تو عشق منی جان به فدای هرنگاهت

تو عشق منی جان به فدای هرنگاهت

من مست وخراباتی آن چشم سیاهت

هر دم به نظر روی تو آید توببینم
عمریست که من منتظرم چشم براهت

هر چند که تو با دل ما راه نیایی
با اینهمه تفصیل خداپشت وپناهت

بردل که بجزمهرتووعشق توام نیست
ویرانی دل را چو نویسند گناهت

ای عشق تو باشی همه ی جان و تن من
برگو که شود تا که ببینم رخ ماهت ...
@fuoad
دیدگاه ها (۱)

پادشاهِ قلبِ من کشور گشایی می کنیبر دل و برجانِ من فرمانروای...

حوالی گردن تو پشت شیب ملایم شانه هایت مزرعه ی خشخاشی است که ...

چگونه توبه ڪنم ...از «تو» ... ای قشنگترین گناه !... تو ڪه در...

بنشیـن تـا نفسی هست نگاهت بکنمنظـری نیـک بـه رخسـارۀ ماهت بک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط