بنشین تا نفسی هست نگاهت بکنم

بنشیـن تـا نفسی هست نگاهت بکنم
نظـری نیـک بـه رخسـارۀ ماهت بکنم

شرر افکنده بـه جانم رُخِ عاشق کُشِ تو
چه کنم شرم زچشمـان سیـاهت بکنم؟

لشـگـرِ فـاتـحِ گیسـوی شـرابی رنگت
همه برصف شده تا تَرکِ سپاهت بکنم

دلِ مجنـون صفتم نالـه کُنان می گوید
کـه خـودم را نکند غـرقِ گنـاهت بکنم

ناز کن رقص کنان بـوسه بزن بر دو لبم
تا پریشان نشوم شِکوِه به شاهت بکنم..
@fuoad
دیدگاه ها (۴)

چگونه توبه ڪنم ...از «تو» ... ای قشنگترین گناه !... تو ڪه در...

تو عشق منی جان به فدای هرنگاهت من مست وخراباتی آن چشم سیاهت ...

خدایا....دلمان لک زده برای یک آغوش، یک لبخند، یک خیال تخت......

باید بر لب های تــــــــــــــــو بوسه زد...که هنوز هَم...در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط