کله پوک صورتی
کله پوک صورتی ✨️
پارت ۶۶《 فصل دوم پارت ۲۶🗿》
دامیان سریعا عین سرعت موشک اسلحه رو به سمت اون خدمتکار هاون گرفت
لوید :داری جیکار میکنی؟؟
اون سه نفر :دیوونه شدی ریکو ؟؟؟
دامیان : بهه داداشم جاسوس وستالیس از طرف اوستانیایی فهمیدم
خدمتکار هاون\جاسوس وستالیس:من نمیدونم شما از جی حرف می زنین
هلندر :اون اسلحه رو بکس کنار معمور ریکو
دامیان حالا دیگه واقعی تبدیل به یه ریکو شده بود
دامیان \ریکو:اعع اگه منظور مارو نمیفهمی همین الان جلوم زانو بزن
لوید :بشه دیگه دیوونه شدی ؟
جاسوس وستالیس:خیله خب باشه
اون دستشو کرد توی جیبش و بعد بومم اسلحه توب جیبش نبود
دامیان/ریکو: خب بس برای جی خواستم برم گلاب به روتون دست به آب واسه ی این که مت واقعا دست به آب نرفتن وقتی داشتم این دیوانه رو دنبال میکردم اون اسلحه هاشو گذاشت توی جیبش و من دیدمش بعد که داشتیم رد میشدین دستم خورد به دستش همون موقعه اسلحه هارو ازش قابیدم
فلش بک به اون موقعه
دامیان :هوی حواستو جم کن
جاسوس وسلتالیس:ببخشید
دامیان :حالا دیگه اسلحه نداری اوخی برو جلو ننت گریه کن و راستی اینش عجیبه من از کجا فهمیدم این یا جاسوسه ها ؟لیوان آب و سینی بهونه بو که صورتش و شناسایی کنم روی کراواتش دوربین جاسوسی《یه نوع دوربین بسیار ریز 》و اون هنزفرین بی سیم زو گوشت تمن تمام مقاله های این سازمان برسی کردم که حتی رئیس اینجا خانم عینکی هم این موضوع رو نمیدونه این که که کارکنان حق گوش دادن و با هنذفرین بیسیم ندارن
هلندر :ها
لوید :صبر کن ببینم
جاسوسه:لطفا خواهش میکنن من و ببخشین
دامیان :ببخشید ولی حالا نصف اطلاعات ما لو رفته
و بعد بومم یا رو رو کشت 《حق داشت فکر کن آدم مهمی باشی ولی همه بفهمن یه جاسوسی 》
و بعد .......
ببخشید این پارت خیلی کم بود گوشیم ۳ درصده 😂🗿شارژ شد باز براتون میزارم اوکی
پارت ۶۶《 فصل دوم پارت ۲۶🗿》
دامیان سریعا عین سرعت موشک اسلحه رو به سمت اون خدمتکار هاون گرفت
لوید :داری جیکار میکنی؟؟
اون سه نفر :دیوونه شدی ریکو ؟؟؟
دامیان : بهه داداشم جاسوس وستالیس از طرف اوستانیایی فهمیدم
خدمتکار هاون\جاسوس وستالیس:من نمیدونم شما از جی حرف می زنین
هلندر :اون اسلحه رو بکس کنار معمور ریکو
دامیان حالا دیگه واقعی تبدیل به یه ریکو شده بود
دامیان \ریکو:اعع اگه منظور مارو نمیفهمی همین الان جلوم زانو بزن
لوید :بشه دیگه دیوونه شدی ؟
جاسوس وستالیس:خیله خب باشه
اون دستشو کرد توی جیبش و بعد بومم اسلحه توب جیبش نبود
دامیان/ریکو: خب بس برای جی خواستم برم گلاب به روتون دست به آب واسه ی این که مت واقعا دست به آب نرفتن وقتی داشتم این دیوانه رو دنبال میکردم اون اسلحه هاشو گذاشت توی جیبش و من دیدمش بعد که داشتیم رد میشدین دستم خورد به دستش همون موقعه اسلحه هارو ازش قابیدم
فلش بک به اون موقعه
دامیان :هوی حواستو جم کن
جاسوس وسلتالیس:ببخشید
دامیان :حالا دیگه اسلحه نداری اوخی برو جلو ننت گریه کن و راستی اینش عجیبه من از کجا فهمیدم این یا جاسوسه ها ؟لیوان آب و سینی بهونه بو که صورتش و شناسایی کنم روی کراواتش دوربین جاسوسی《یه نوع دوربین بسیار ریز 》و اون هنزفرین بی سیم زو گوشت تمن تمام مقاله های این سازمان برسی کردم که حتی رئیس اینجا خانم عینکی هم این موضوع رو نمیدونه این که که کارکنان حق گوش دادن و با هنذفرین بیسیم ندارن
هلندر :ها
لوید :صبر کن ببینم
جاسوسه:لطفا خواهش میکنن من و ببخشین
دامیان :ببخشید ولی حالا نصف اطلاعات ما لو رفته
و بعد بومم یا رو رو کشت 《حق داشت فکر کن آدم مهمی باشی ولی همه بفهمن یه جاسوسی 》
و بعد .......
ببخشید این پارت خیلی کم بود گوشیم ۳ درصده 😂🗿شارژ شد باز براتون میزارم اوکی
- ۵.۹k
- ۰۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط