واکسن؟

واکسن؟




-میونگ
&بله
-بیا بشین اینجا (اشاره می‌کنه به پاهاش)
&چشم(آروم میشینه رو پاهاش و تو بغلش لم میده)
-(دستاشو دور گردن میونگ حلقه می‌کنه و میبوستش)
نامی. هعی کاش رابطه ی من و خواهرمم اینطوری بود ما اصلا باهم دیگه صمیمی نیستیم
جیمین. اختلاف سنیتون چقدره
نامی. چهار سال
یونگی. چرا صمیمی نیستین
نامی. از اولشم نبودیم
کوک. تا حالا به این فکر کردی که رابطتتون رو درست کنی
نامی. اره اما خوب نمی‌دونم چطوری
ته. خوب میتونی بیشتر بهش نزدیک بشی
نامی. اوف نمیدونم
یونگی. هعی حداقل تو یه خواهری داری ما همونم نداریم
نامی. تو برادر داری اما من نه
هوپی. وا پس ما شیش تا چیم
نامی. شما بچه های منید
جین. محض اطلاع من ازت بزرگترم
یونگی. منم
نامی. بزرگی به سن و سال نیست پسرم به عقله
جین. نامجون به خدا بلند میشم چنان با ملاقه میزنمت که نفهمی از کجا خوردی ها اسکل
نامی. باشه باشه
-میونگ خوبی بنظر میرسه زیاد اوکی نیستی
کوک. اره انگاری که حالا خوب نیست
&چیزی نیست یکم سرم درد می‌کنه
-خوب واسه اینه که درست حسابی غذا نمیخوری دیگه
&نه مال اون نیست فکر کنم اب بخورم خوب میشم
هوپی. میخوای برات بیارم
&نه خودم میرم
-مطمعنی
&اره(بلند شد میخواست بره سمت آشپزخونه که سرش گیج رفت افتاد زمین
-میونگ(داد و رفت سمتش)
نامی. تهیونگ چیشد
-میونگ عزیزم حالت خوبه (بلندش می‌کنه)
&خوبم خوبم یه لحظه سرم گیج رفت
-بیا اینجا بشین برات اب بیارم
&باشه
-بیا
&ممنون(میخوره )
-خوشگلم الان بهتری
&اوهم
یونگی.اخه یهویی چیشد
&نمی‌دونم
-بازم سرت درد میکنه؟
&اره(سرشو می‌زاره رو شونه ی تهیونگ)
-میونگ میخوای بریم بیمارستان من نگرانتم(بغلش می‌کنه و سرشو نوازش می‌کنه)
&نه خوبم
هوپی. اما بنظرم بهتره بریم بیمارستان
&نیازی نیست من همیشه این طوری میشم
-چی تو قبلا هم اینطوری شدی؟
&اره خیلی
-پس چرا تا حالا چیزی به من نگفتی الان حتما باید بریم بیمارستان
&داداش گفتم که نیازی نیست
-میونگ بحث نکن
&هوف باشه پس من برم لباسامو عوض کنم هوا سردتر شده
-باشه من اینجا منتظرم
&اوکی
-هوف اگه چیزیش بشه چی
جیمین. نگران نباش هیچی نمیشه
-وای نکنه نکنه سرطا... (نمیتونه ادامه بده و بغضش میگیره)
نامجون. عه تهیونگ این دیگه چه حرفیه بیا بغلم ببینمت تهیونگ من بهت قول میدم چیزی نمیشه(بغلش می‌کنه)
-اما اگه چیزی بشه من میمیرم (گریه)
کوک. عه تهیونگ الان میونگ ببینتت چی
-باشه باشه حق با توسعه(اشکاشو پاک می‌کنه)
&من اومدم عه داداش تو خوبی
-اره عزیزم من خوبم بریم خوشگلم
جین. ما هم میایم
-باشه




ادامه دارد...
دیدگاه ها (۲)

سناریو #BTS وقتی سرما میخوری و حالت بدهنامی: بیا داروهات رو ...

موضوع=وقتی دخترشونیم و از اول دوستمون نداشتن و ما بیماری قلب...

پارت ۲

Iove and the moonPart36کوک: عشقم پاشو صبح شده یونا: نمی خوا...

پارت پنج

پارت چهار هانا: ممنون راستی خانواده من هم میانیونگی: آره میا...

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

The unwanted Roommate _________________________ویو پارک یوری...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P27تهیونگ: اووو آ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۲نامی ویوات هنوز کوکو بغل کرده بودکوک: نامجون هیونگ چرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط