واکسن
واکسن؟
ته. گلدون منو میشکونید
جیمین. ساعتو منو میشکونید
(جیمین و ته هوپی و شوگا رو میندازن تو استخر)
&ای وای
نامجون. وای چیکار کردید الان اون دوتا بچه سرما میخورن که
-اونا نباید ساعت و گلدون مارو میشکوندن
جیمین. دقیقا
جین. بیان بیرون
&بفرمایید براتون پتو آوردم
-ایی تو چقدر مهربونی(لپشو میبوسه)
شوگا. ممنونم خوشگلم (پتو رو از دستش میگیره و میپیچه دورش و اون یکی هم میده به جیهوپ)
جین. بیاین برین تو الان سرما میخورین
هوپی. آیی سرده تهیونگ خیلی خری
-برین حموم بهتون لباس میدم
شوگا. باشه
-بیان اینا هم لباس راه رو هم که خودتون میدونید
هوپی. اره اره
&ولی داداش گناه داشتن ها
-چطور خوشگلم
&هوا خیلی سرد بود چرا انداختینش تو آب
کوک. وایی چقدر تو مهربونی میشه بغلم کنم کوچولو
&البته
کوک. (بغلش میکنه و لپشو میبوسه) آدم دوست داره بچلونتت
-اره خیلی (لپشو خیلی خیلی محکم گاز میگیره)
&آیی ( بغض)
کوک. هی هی خوبی میونگ
نامی. تهیونگ آخه این چه وضع محبت کردنه بچش دردش گرفت میونگ حالت خوبه؟(لپشو نوازش میکنه )
-ببخشید عزیزم خیلی دردت گرفت نه
&نه نه خوبم (سعی میکنه اشکاشو کنترل کنه )
جیمین. نه معلومه حالت خوب نیست
-بیا ببینم بغلم (محکم بغلش میکنه و لپشو آروم میبوسه)
&(سرشو قایم میکنه تو سینش و اروم گریه میکنه)
جین. ای وای میونگ چیشدی حالت خوبه
-ببخشید داداشی ببخشید فندوقم اصلا توم بیا منو گاز بگیر (لپشو میاره رو لبای میونگ)
&(لپشو میبوسه ) نه من ترو گاز نمیگیرم دوست ندارم درد بکشی
کوک. آیی تو چقدر خوبی تهیونگ یاد بگیر از خواهرت
-خیلی عذر میخوام عشقم (سرشو میزاره رو سینه ی خودش و موهاشو نوازش میکنه)
&نه مهم نیست (اشکاشو پاک میکنه )
شوگا. ما اومدیم عه میونگ تو چرا چشمات قرمزه
&چیزی نیست
نامی. تقصیر تهیونگه آخه من نمیدونم آدم همچین فرشته ی رو اذیت میکنه آخه ببین یه دختر به این خوشگلی به این نازی به این مهربونی
&نه نامجون هیونگ داداش نمیخواست منو اذیت کنه داداش دلش نمیاد من درد بکشم
-نامجون هیونگ؟
&اره خود ایشون گفت بهش بگم نامجون هیونگ اشکالی داره؟
-نه عزیزم فقط تعجب کردم
هوپی. اخیش چقدر آب گرم بود
جین. موهاتو رو خشک کنید
یونگی. باشه بزار یه دقیقه بشینیم میریم خشک میکنیم
-میونگم خوبی عزیزم
&اره چطور
-عرق کردی
&هوا خیلی گرمه
جیمین. راست میگه هوا دیگه خیلی گرم سد برو دما رو کم کن
-وا من به خاطر شما زیاد کردم الان میرم کم میکنم
ادامه دارد...
ته. گلدون منو میشکونید
جیمین. ساعتو منو میشکونید
(جیمین و ته هوپی و شوگا رو میندازن تو استخر)
&ای وای
نامجون. وای چیکار کردید الان اون دوتا بچه سرما میخورن که
-اونا نباید ساعت و گلدون مارو میشکوندن
جیمین. دقیقا
جین. بیان بیرون
&بفرمایید براتون پتو آوردم
-ایی تو چقدر مهربونی(لپشو میبوسه)
شوگا. ممنونم خوشگلم (پتو رو از دستش میگیره و میپیچه دورش و اون یکی هم میده به جیهوپ)
جین. بیاین برین تو الان سرما میخورین
هوپی. آیی سرده تهیونگ خیلی خری
-برین حموم بهتون لباس میدم
شوگا. باشه
-بیان اینا هم لباس راه رو هم که خودتون میدونید
هوپی. اره اره
&ولی داداش گناه داشتن ها
-چطور خوشگلم
&هوا خیلی سرد بود چرا انداختینش تو آب
کوک. وایی چقدر تو مهربونی میشه بغلم کنم کوچولو
&البته
کوک. (بغلش میکنه و لپشو میبوسه) آدم دوست داره بچلونتت
-اره خیلی (لپشو خیلی خیلی محکم گاز میگیره)
&آیی ( بغض)
کوک. هی هی خوبی میونگ
نامی. تهیونگ آخه این چه وضع محبت کردنه بچش دردش گرفت میونگ حالت خوبه؟(لپشو نوازش میکنه )
-ببخشید عزیزم خیلی دردت گرفت نه
&نه نه خوبم (سعی میکنه اشکاشو کنترل کنه )
جیمین. نه معلومه حالت خوب نیست
-بیا ببینم بغلم (محکم بغلش میکنه و لپشو آروم میبوسه)
&(سرشو قایم میکنه تو سینش و اروم گریه میکنه)
جین. ای وای میونگ چیشدی حالت خوبه
-ببخشید داداشی ببخشید فندوقم اصلا توم بیا منو گاز بگیر (لپشو میاره رو لبای میونگ)
&(لپشو میبوسه ) نه من ترو گاز نمیگیرم دوست ندارم درد بکشی
کوک. آیی تو چقدر خوبی تهیونگ یاد بگیر از خواهرت
-خیلی عذر میخوام عشقم (سرشو میزاره رو سینه ی خودش و موهاشو نوازش میکنه)
&نه مهم نیست (اشکاشو پاک میکنه )
شوگا. ما اومدیم عه میونگ تو چرا چشمات قرمزه
&چیزی نیست
نامی. تقصیر تهیونگه آخه من نمیدونم آدم همچین فرشته ی رو اذیت میکنه آخه ببین یه دختر به این خوشگلی به این نازی به این مهربونی
&نه نامجون هیونگ داداش نمیخواست منو اذیت کنه داداش دلش نمیاد من درد بکشم
-نامجون هیونگ؟
&اره خود ایشون گفت بهش بگم نامجون هیونگ اشکالی داره؟
-نه عزیزم فقط تعجب کردم
هوپی. اخیش چقدر آب گرم بود
جین. موهاتو رو خشک کنید
یونگی. باشه بزار یه دقیقه بشینیم میریم خشک میکنیم
-میونگم خوبی عزیزم
&اره چطور
-عرق کردی
&هوا خیلی گرمه
جیمین. راست میگه هوا دیگه خیلی گرم سد برو دما رو کم کن
-وا من به خاطر شما زیاد کردم الان میرم کم میکنم
ادامه دارد...
- ۲.۳k
- ۰۶ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط