{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق شدن در دنیای وارونه

عاشق شدن در دنیای وارونه


p3


یونا و هینا داشتن کم کم از ورودی این دنیای وحشتناک و تاریک دور میشدن ....



ولی آنها نمی دانستن در قلمروی چه کسی پا گذاشته اند و دیگر نمی توانستند خود را از این بازی کثیف عقب بکشند...


_ : هاهاهاهاها میبینم که چند تا غریبه وارد قلمروی من شدن ...
اسکار ... تو که میدونی باید چیکار کنی ؟ مگه نه ؟


^^ : بله قربان ... در اسرع وقت انجام میشه



یونا با خودش فکر می کرد : احساس میکنم یه اتفاقاتی قراره بیفته ، یه مدتیه که یکی به ما خیره شده و نگاهشو از روی ما برنداشته...
بو های خوبی نمیاد ...



هینا : هی یونا به نظرت چند وقته داریم راه میریم ؟ تو چیزی میبینی؟



یونا: فکر کنم یه ۱ ساعت، ۲ ساعتی میشه که داریم راه میریم ...
نه من چیزی نمی بینم...
هینا شاید باورت نشه ولی تا حالا تو عمرم اینقدر خسته نبودم 😅



هینا: منم همینطور
حتی حال ندارم که به خاطر وضعیت پیش اومده غر بزنم


یونا : بیا یکم استراحت کنیم بعد ادامه می‌دیم

هینا: باشه
فقط کجا استراحت کنیم ؟ اصلا جای خوبی واسه استراحت کردن پیدا میشه؟
یونا حرف حقی زدی اینجا واقعا بی انتها ست



یونا: بیا زیر یکی از همین درختا استراحت کنیم .


دارم به همه چیز شک میکنم ....
این جا یه جوریه انگار داری خواب میبینی ...
یا شاید واقعا بی انتهاست ...
یه سرابه یا یه خواب که تموم نمیشه ؟
یه دنیای واقعیه ؟ یا ساخته ی ذهن ماست ؟


و با این افکار پلک هام سنگین و سنگین شد و کم کم جوری به خواب رفتم که گویی بی هوش شده باشم


با صدای جیغ بنفشی که داشت تار های گوشمو پاره می‌کرد
از خواب پریدم ...


تا به خودم اومدم دیدم یه موجود ۳ سر افتاده دنبال هینا ...

کنار اون موجود یک فرد ناشناس بود


مرگ و زندگی خودم و بهترین دوستم جلوی چشمام بود ...
تمام بدنم به لرزه افتاده بود ...



تمام انرژی مو جمع کردم و سمت هینا دویدم و بلند داد زدم هینااااااااا

قبل از اینکه به هینا برسم ...
احساس کردم یه چیزی شبیه یه چوب بزرگ به سرم برخورد کرد ....


چشمام فقط به هینا بود تعادلم رو از دست دادم ...


محکم افتادم تنها یه چیز شنیدم اونم صدای هینا بود که فریاد میزد یونااا... جونمممم



و دیگه چیزی نفهمیدم ...



امیدوارم خوشتون اومده باشه
خیلی ممنون میشم ازم حمایت کنید🥹🌌💜
دیدگاه ها (۰)

عاشق شدن در دنیای وارونه p2"ویو یونا"همینطور که داشتم حدس می...

عاشق شدن در دنیای وارونه. p1روزها سپری میش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط