{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم..
دیدگاه ها (۲)

خیال تو نسیم گونه می وزد و شمیم عطر تن تو می پیچد بر دشت شقا...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

عاشقانه های شبنم

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

چطور عاشقش شدم؟خب... شاید در یک نگاه؟شاید همان لحظه‌ای که چش...

عاشقانه های شبنم

‌ ‌ ‌🖤🥀🖤🥀🖤🥀🖤🥀 کربلا…🥀💔اینجا دل را جا می‌گذاری و با چشمانی خی...

احساس می‌کنم پاییز آسمان را به من نزدیک‌تر می‌کندانگار هدیه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط