{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران
بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد
تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم..
دیدگاه ها (۲)

من احساسی ام درک من مشکله ،عجینم باهرچی به جز فاصله ؛ ...

بی قرارم؛ واسه چشمات؛ ...

من و خدا سوار یک دوچرخه شدیم. من اشتباه کردم و جلو نشستم و خ...

ارزش آدما به چیه؟ به قیافشون؟ به تیپشون؟ به پولشون؟ یا....دخ...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

طبیعت

شب‌ها که دلتنگی‌ام به اوج می‌رسد، سرم را رو به آسمان می‌گیرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط