میگفت مامان بزرگم سالش بود و دیگه الزایمر گرفته بود ی
میگفت مامان بزرگم ۷۰ سالش بود و دیگه الزایمر گرفته بود؛ یه روز عکس عروسی خودشو روی دیوار دید و گفت:«این زنه کیه که آرش ِ منو بغل کرده؟!»
خودش رو فراموش کرده بود ولی بابابزرگم رو نه..
بنظرم عشق یه همچین چیزیه..!
خودش رو فراموش کرده بود ولی بابابزرگم رو نه..
بنظرم عشق یه همچین چیزیه..!
- ۱۰.۳k
- ۰۸ آبان ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط