اسم فیکولی تو نمیدونی که من عاشقتم
اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم
+همراه کوک سوار ماشین شدیم بعد 30 مین رسیدیم
داشتیم وارد تالار میشدیم استرس داشتم ولی یه استرس معمولی نبود یه چیزی ته درونم
میگفت که در اینده اتفاقای خوبی برات نمیوفته هووف
کوک هم که انگار متوجه شده بود گفت
-جوجه حالت خوبه رنگت پریده
+عا اره خوبم فقط استرس دارم
-نگران نباش بعدا استرس بیشتری رو میکشی و .
+منم که فهمیدم منظورش چیه گفتم خیلی خب خیلی خب نمیخواد ادامشو بگی
خودم فهمیدم
دستمو روی بازوش حلقه کردیم و وارد تالار شدیم جمعیت حدودا 200 نفر بودن
رفتیم نشستیم سر سفره عقد که عاقد هم اومد
علامت عاقد *
*فرزند جانگ جعون جونک کوک ایا حاضرید دختر کیم ا/ت را در خوش وناخوشی در سلامتی و بیماری در فقر وثروت به عنوان همسر خود بپذیرید
-بله
*فرزند کیم ایا حاضرید پسر جانگ جعون جونک کوک رو در خوشی وناخوشی در سلامتی وبیماری در فقر وثروت به عنوان همسر خود بپذیرید
+بله
*پس مبارکه از امروز به بعد من شمارو زن وشوهر اعلام میکنم میتونید همو ببوسید
+رفتم کنار کوک و لبشو خیلی سطحی بوسیدم
دیدم همه هورا و ذوق زده بودن
همه اومدن رقصیدن کیک خوردن تبریک گفتن و....
از پدرم خداحافظی کردم و همراه کوک به ماشین رفتم نه یعنی سوار ماشین شدم
وقتی رسیدیم به خونه کوک منو کول کرد برد به اتاق و...پارت 22
بچه ها ببخشید چون این پارت از قبل نوشته شده بود نمیتونستم زیاد سانسور کنم
+همراه کوک سوار ماشین شدیم بعد 30 مین رسیدیم
داشتیم وارد تالار میشدیم استرس داشتم ولی یه استرس معمولی نبود یه چیزی ته درونم
میگفت که در اینده اتفاقای خوبی برات نمیوفته هووف
کوک هم که انگار متوجه شده بود گفت
-جوجه حالت خوبه رنگت پریده
+عا اره خوبم فقط استرس دارم
-نگران نباش بعدا استرس بیشتری رو میکشی و .
+منم که فهمیدم منظورش چیه گفتم خیلی خب خیلی خب نمیخواد ادامشو بگی
خودم فهمیدم
دستمو روی بازوش حلقه کردیم و وارد تالار شدیم جمعیت حدودا 200 نفر بودن
رفتیم نشستیم سر سفره عقد که عاقد هم اومد
علامت عاقد *
*فرزند جانگ جعون جونک کوک ایا حاضرید دختر کیم ا/ت را در خوش وناخوشی در سلامتی و بیماری در فقر وثروت به عنوان همسر خود بپذیرید
-بله
*فرزند کیم ایا حاضرید پسر جانگ جعون جونک کوک رو در خوشی وناخوشی در سلامتی وبیماری در فقر وثروت به عنوان همسر خود بپذیرید
+بله
*پس مبارکه از امروز به بعد من شمارو زن وشوهر اعلام میکنم میتونید همو ببوسید
+رفتم کنار کوک و لبشو خیلی سطحی بوسیدم
دیدم همه هورا و ذوق زده بودن
همه اومدن رقصیدن کیک خوردن تبریک گفتن و....
از پدرم خداحافظی کردم و همراه کوک به ماشین رفتم نه یعنی سوار ماشین شدم
وقتی رسیدیم به خونه کوک منو کول کرد برد به اتاق و...پارت 22
بچه ها ببخشید چون این پارت از قبل نوشته شده بود نمیتونستم زیاد سانسور کنم
- ۱۳.۸k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط