اسم فیکولی تو نمیدونی که من عاشقتم
اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم
-نترس جوجه منم [با صدای بم ]
هووووف کوک ترسیدم
-دیگه فهمیدی منم نترس پرنسس اوه ببین ا/ت خانم چه کرده دلارو دیوونه کرده
+از ددیم یاد گرفتم دیگه
-ببین جوجه زیاد مزه نریز دیدی مثل دیشب
+خیله خب خیله خب فهمیدم نمیخواد چیزی بگی بیا صبحانه بخوریم عزیزم
-باش عشقم بعد صبحانه میرم سر کارم شاید تا شب برنگشتم
+چی چرا اها خب باشه
+نشستیم صبحانمون رو خوردیم کوک رفت بیرون پووف اولین روز زندگی مشترکمون تنهام خداااااااا
ظرفای کثیف رو شستم خونه رو کمی مرتب کردم و رفتم بخوابم
وقتی بیدار شدم ساعت 1 بعد از ظهر رو نشون میداد دلم میخواست با یکی برم بیرون چند روزه نرفتم بیرون افسردگی گرفتم
همینجوری داشتم با خودم حرف میزدم که دیدم یونا[دوست ا/ت از بچگی باهم رفیقن ]
+موبایل رو برداشتم وگفتم
+سلام زیبا خوبی
علامت یونا &
&سلام عشقم تو خوب باشی منم خوبم
+یادی از ما نمیکنی
&ببخشید سرم شلوغ بود فدات شم
+باش بخشیدم دیگه نمیتونم کاری کنم که
&میگم ا/ت جان
+ببین تو هروقت منو اینجوری صدا میزنی یعنی ازم چیزی میخوای
&خب اره یادته دبیرستان میرفتم یه دختر ه بود اسمش جولیا
+خب یادمه
&اون هفته دیگه قراره ازدواج کنه امروزم مهمونی مجردی گرفته منو تو هم دعوت کرده زشته اگه نریم میای
+با خودم فک کردم گفتم از کوک اجازه بگیرم اما اون الان سرکارشه نباید مزاحمش بشم تازه تا شب هم نمیاد از کجا میخواد بفهمه میرم زودی میام
+خیله خب میام
&عالیه اما چون ازدواج کردی من که ادرس خونت رو بلد نیستم ادرس بدهههه
+باشه ارام باش خواهرم وایسا عا ها لوکیشن برات فرستادم
+ساعت چند میای دنبالم
&4
+چی چرا انقدر زود
&دیگه منتظر باش خداحافظ
+خداحافظ
پارت 23
-نترس جوجه منم [با صدای بم ]
هووووف کوک ترسیدم
-دیگه فهمیدی منم نترس پرنسس اوه ببین ا/ت خانم چه کرده دلارو دیوونه کرده
+از ددیم یاد گرفتم دیگه
-ببین جوجه زیاد مزه نریز دیدی مثل دیشب
+خیله خب خیله خب فهمیدم نمیخواد چیزی بگی بیا صبحانه بخوریم عزیزم
-باش عشقم بعد صبحانه میرم سر کارم شاید تا شب برنگشتم
+چی چرا اها خب باشه
+نشستیم صبحانمون رو خوردیم کوک رفت بیرون پووف اولین روز زندگی مشترکمون تنهام خداااااااا
ظرفای کثیف رو شستم خونه رو کمی مرتب کردم و رفتم بخوابم
وقتی بیدار شدم ساعت 1 بعد از ظهر رو نشون میداد دلم میخواست با یکی برم بیرون چند روزه نرفتم بیرون افسردگی گرفتم
همینجوری داشتم با خودم حرف میزدم که دیدم یونا[دوست ا/ت از بچگی باهم رفیقن ]
+موبایل رو برداشتم وگفتم
+سلام زیبا خوبی
علامت یونا &
&سلام عشقم تو خوب باشی منم خوبم
+یادی از ما نمیکنی
&ببخشید سرم شلوغ بود فدات شم
+باش بخشیدم دیگه نمیتونم کاری کنم که
&میگم ا/ت جان
+ببین تو هروقت منو اینجوری صدا میزنی یعنی ازم چیزی میخوای
&خب اره یادته دبیرستان میرفتم یه دختر ه بود اسمش جولیا
+خب یادمه
&اون هفته دیگه قراره ازدواج کنه امروزم مهمونی مجردی گرفته منو تو هم دعوت کرده زشته اگه نریم میای
+با خودم فک کردم گفتم از کوک اجازه بگیرم اما اون الان سرکارشه نباید مزاحمش بشم تازه تا شب هم نمیاد از کجا میخواد بفهمه میرم زودی میام
+خیله خب میام
&عالیه اما چون ازدواج کردی من که ادرس خونت رو بلد نیستم ادرس بدهههه
+باشه ارام باش خواهرم وایسا عا ها لوکیشن برات فرستادم
+ساعت چند میای دنبالم
&4
+چی چرا انقدر زود
&دیگه منتظر باش خداحافظ
+خداحافظ
پارت 23
- ۱۵.۲k
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط