{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قول بده عاشق که شدی...

قول بده عاشق که شدی...
چمدان تنهاییت را ببندی و بروی
تا من بمانم و میخک جا مانده ی سال های فراموشی..
خدارا چه دیدی.!شاید وقتی که به مقصد اسمان رسیدی... چمدانت راکه باز کردی... بفهمی که میخک قرمزت را در دیار ناکجا جاگذاشته ای
من به این امید است که زنده ام ...
دیدگاه ها (۱)

در منتهای غربت من خانه ای بسازوآن دل به ناز و عشوه ی چشمان م...

کنار مشتی خاکدر دوردست خودم تنها نشسته امنوسان خاک ها شدو خا...

از تفال های حافظ خسته ام ای شهریار جانم به قربانت نمی اید چر...

سپید جان ، دیروز که روسری ات را می شستیپروانه هایش چیزی نگفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط