{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه اون قبلی عه :

ادامه اون قبلی عه :
خلاصه دوستان عزیز نمی دونم ولی فکر کنم ساعت ۱ شب بود
بعد یک بار دیگه ۶ صبح زد
توی کردستان هم نزدیک خونمون رو زدن تمام شیشه ها شکسته بود پنجره ها از ریشه در اومده بود
ارع زیادی حرف زدوم 💔🤡
دیدگاه ها (۴)

حرفی ندارم که بحرفم

نقاشی منو کاکو گلم https://wisgoon.com/gorbah_azamصورتی ع ما...

سلامی دوباره دوستان ازن اون جایی که جنگ ع نت ریدههه بعد منم ...

قراره با یکی از دادا هام اینو بکشیم

𝐇𝐢 𝐰𝐞𝐥𝐜𝐨𝐦𝐞 𝐭𝐨 𝐦𝐲 𝐩𝐚𝐠𝐞 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭✨ ادامه ی پارت ۲۲( منتظر پار...

حسم به تو.... فصل2p14:دامیان: ها اره خب میخواستم بخاطر تینکه...

عشق دردناک²p¹⁷"ویو صبح"ویو کوک"ویو ۱ هفته بعد"از خواب بلند ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط