پارت
پارت ۱۲
تنها دوستم مامانم بود که اونم ازم گرفتن و دیگه تنها تنها بودم والان که دارم فکر میکنم میتونستم هرموقع که میخواستم بمیرم
سونیک . بعد کی دوست مارو نجات میداد
لونا. میبینی منو اگر بخوان فقد موقعی میخوان که باهام کار داشته باشن
سونیک. چرا تا الان نیومدی عمل کنی
لونا . چون وقتی فکر کردن که توی بیمارستان شهری که تک و تنهام بیام و بستری شم کسی نبود که دل داریم بده یا باهام حرف بزنه
بعد یه نفسم عمیق کشید و اشکاشو پاک کرد و ادامه داد خیلی خری
سونیک . تو الان داشتی گریه میکردی ها بعد الان به من فوش میدی
لونا . عصابم خورده بامن حرف نزن
سونیک . باش
لونا. ...
یه کاری بگم انجام میدی
بگو حالا ببینم
پاشو برقص
چی
برقص
(بعد دستاشو حالت رقص کرد )
شوخی میکنی نه
نه من مگه باحات شوخی دارم
چرا برقصم
چون حوصلم سر رفته
(بعد پاشدم و بیرون رو نگاه کردم و رفتم دمه پنجره وبا صحنه ای دل انگیز و زیبا مواجه شدم برون داشت برف میومد وقعا زیبا بود با ساختمان های صورتی و سبز دیدنی بود
سونیک . بیا پای پنجره
لونا چرا
بعد آروم پاشد و سورومی که به دستش بود رو هم آورد
سونیک . کمک میخواهی
لونا نه ممنون
بعد امد و اول دهنش یکم باز بود ولی وقتی صحنه رو دید لبخند ی رو یه گونش نشست من هم داشتم نگاه میکردم که صدای قهقه های ناکلز از توی راه رو می یومد
بعد برگشتم ودیدم با سیلور و تیلز دارن صحبت میکنن و وارد اوتاق شدن و درو بستن
سونیک .(باداد) شما مگه رفته بودین اب و چیلی داگ تولید کنید
قیافه های هر سه تاشون شکه زده بود بعد سیلور چیلی داغ رو داد
تیلز . سیلور نترس گشنش بشه پاچه میگیره
ناکلز. راست میگه
بعد به لونا شیرموز دادن بایه بيسکوئيت
لونا. من گفتم آب ولی ممنون دلم شیرموز کشیده بود
بعد نشستم روی مبلی که اونجا بود وشروع به خوردن کردم
سیلور . لونا تو چرا وایستادی
لونا آمده بودم بیرون رو ببینم
تنها دوستم مامانم بود که اونم ازم گرفتن و دیگه تنها تنها بودم والان که دارم فکر میکنم میتونستم هرموقع که میخواستم بمیرم
سونیک . بعد کی دوست مارو نجات میداد
لونا. میبینی منو اگر بخوان فقد موقعی میخوان که باهام کار داشته باشن
سونیک. چرا تا الان نیومدی عمل کنی
لونا . چون وقتی فکر کردن که توی بیمارستان شهری که تک و تنهام بیام و بستری شم کسی نبود که دل داریم بده یا باهام حرف بزنه
بعد یه نفسم عمیق کشید و اشکاشو پاک کرد و ادامه داد خیلی خری
سونیک . تو الان داشتی گریه میکردی ها بعد الان به من فوش میدی
لونا . عصابم خورده بامن حرف نزن
سونیک . باش
لونا. ...
یه کاری بگم انجام میدی
بگو حالا ببینم
پاشو برقص
چی
برقص
(بعد دستاشو حالت رقص کرد )
شوخی میکنی نه
نه من مگه باحات شوخی دارم
چرا برقصم
چون حوصلم سر رفته
(بعد پاشدم و بیرون رو نگاه کردم و رفتم دمه پنجره وبا صحنه ای دل انگیز و زیبا مواجه شدم برون داشت برف میومد وقعا زیبا بود با ساختمان های صورتی و سبز دیدنی بود
سونیک . بیا پای پنجره
لونا چرا
بعد آروم پاشد و سورومی که به دستش بود رو هم آورد
سونیک . کمک میخواهی
لونا نه ممنون
بعد امد و اول دهنش یکم باز بود ولی وقتی صحنه رو دید لبخند ی رو یه گونش نشست من هم داشتم نگاه میکردم که صدای قهقه های ناکلز از توی راه رو می یومد
بعد برگشتم ودیدم با سیلور و تیلز دارن صحبت میکنن و وارد اوتاق شدن و درو بستن
سونیک .(باداد) شما مگه رفته بودین اب و چیلی داگ تولید کنید
قیافه های هر سه تاشون شکه زده بود بعد سیلور چیلی داغ رو داد
تیلز . سیلور نترس گشنش بشه پاچه میگیره
ناکلز. راست میگه
بعد به لونا شیرموز دادن بایه بيسکوئيت
لونا. من گفتم آب ولی ممنون دلم شیرموز کشیده بود
بعد نشستم روی مبلی که اونجا بود وشروع به خوردن کردم
سیلور . لونا تو چرا وایستادی
لونا آمده بودم بیرون رو ببینم
- ۲.۲k
- ۲۴ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط