دور از تو حیرانم میان غربت خروارها خروار دلتنگی با یک دل

دور از تو حیرانم میان غربت خروارها خروار دلتنگی با یک دل غمگین و آزرده....
با چشم هایی که مدام خیس و بارانیست....
من بی امان هر لحظه تا عمق خیال دیدن تو می دوم اما ای کاش می دیدی که باز این راه باقی مانده بین ما چه بی رحمانه طولانیست....
ای کاش می دیدی این تنهایی زجر آور بی تو ؛
حسی شبیه مرگ می پاشد میان لحظه ها و روزهای من ؛
حسی که انگاری مرا تا انتهای غربتی جانکاه خواهد برد ؛
اما بدان وقتی نباشی در کنار من
یک نیمه شب ، در ظلمتی سرسخت از اندوه جانکاه نبود تو ،
این قلب تیپا خورده رنجور خواهد مرد....
دیدگاه ها (۰)

part:4{این رمان درخواستی است و به گفته خود فالور نوع نوشتار ...

پارت ۴۹آسمانِ شهر خاکستری بود و بارانِ ریزی می‌بارید که انگا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 67دختر با خودش کلنجا...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_27فصل سیزدهم | ...

دور از تو حیرانم میان غربت خروارها خروار دلتنگی با یک دل غمگ...

باید بدانی دیدنت هر روز رویا می شوداین دل برای حس تو غرق تمن...

باید بدانی دیدنت هر روز رویا می شوداین دل برای حس تو غرق تمن...

باید بدانی دیدنت هر روز رویا می شوداین دل برای حس تو غرق تمن...

باید بدانی دیدنت هر روز رویا می شوداین دل برای حس تو غرق تمن...

آخرین جمعه سال

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط