دیدمش، مثل دفعه های قبل. پشتش به من بود و انگشتشو به طرف

دیدمش، مثل دفعه های قبل. پشتش به من بود و انگشتشو به طرف روبه رو گرفته بود. ولی من به جز اون هیچی
نمیدیدم. روبه روش هیچی جز تاریکی نبود! موهای سیاه و نیمه بلندش رو بی نظم و ترتیب دور و برش ریخته بود
و یه پیرهن بلند سفید تنش بود. به شاخه گل رزی که توی دستم بود نگاه کردم. ربطش رو به دختری که روبه روم |
بود نمیفهمیدم. ولی میدونستم یه ربطی داره… – آرتمیس آرتا! با صدای استاد مک هیل تمام
فضای دور و برم محو شد. «بر خرمگس معرکه لعنت!» سرمو از روی میز بلند کردم و زل زدم تو چشمای آبی و
خون گرفته ی استاد مک هیل. از عصبی شدنش لذت میبردم. بی هیچ ترسی گفتم: بله استاد؟ – به نظر تو کلاس
جای خوابیدنه؟ – فکر نمیکنم پس چرا سر کلاس خوابیدی؟ حق به جانب گفتم: شما خسته کننده درس میدین،
منم خوابم گرفت. اینو که گفتم کلاس از خنده منفجر شد!!! مک هیل داد زد: ساکت! همه در سکوت مطلق
فرو رفتن. آقای مک هیل رفت سمت میزش و به جرعه از لیوانش که پر از خون مرغوب و خوشرنگ بود، نوشید و
گفت: بریم سر درسمون و شروع کرد به درس دادن. پانیذ سقلمه یی به بازوم زد. من چیه؟ – این کارا رو نکن!
از مدرسه میندازنت بیرونا غلط میکنن! بهترین نمره های کلاسو من دارم! بندازنم بیرون خودشون ضرر میکنن؟
آهی کشید: – کاش منم مثه تو بودم. نمره های عالی و اخلاق افتضاح! عجبا! افتضاح خودتی و جد و
آبادت! و یه دونه محکم (البته به شوخی) زدم رو دستش. پانیذ بی اختیار گفت: آخ! مگ هیل برگشت سمتمون و
تحدید آمیز گفت: من دیگه نمیتونم شاگردی مثل تورو تو کلاسم تحمل کنم آرتا! یه جوری میگه انگار من آرزومه


https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%aa%d9%88-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

چرا پیاز باعث گریه میشه ؟ شیمی پیاز

سندروم ایمپاستر برنامه‌نویسان

From hate to lovePart:12معلم وارد کلاس شد و جونگ کوک و آرتمی...

بهره مرکب چیه؟

هالوسینیشن هوش مصنوعی

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟸[View مری]همین که حرف جین رو شنیدم، یکم تعجب کردم.یعنی ...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 2 | بدبختی تازه!لوئیس بالاخره ب...

Do I love him, or do I hate him?p:⁵_استرس زیادی ازت میباره +...

Forbidden love⑤دو ماه بعدرینا: ا/تا/ت: جانمرینا: امروز با اس...

پارت اول | «استاد کیم»صدای زنگ دانشگاه که در راهرو پیچید، با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط