{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من در مهربانی بی دریغ جانم در عجبم

من در مهربانی بی دریغ جانم در عجبم
تو در انتظار چیزی نیستی
مگر کلامی که از اعماق سر برآورد
.
.
بگذار با خیالی آسوده بخوانمت
بنویسمت
من سالهاست میخواهمت به تازگی روز نخست
جای تو هیچ گاه خالی نبوده است
زیر نگاهت زنده میشوند اشیا...!
بیراه نرو
بیا من در تو بیدار میشوم و نفس میکشم
در آســـمانی که در ماست

تو خواهی بود ثابت و روشن.
دیدگاه ها (۳)

من او را رها کردم تا او خود را در یابدو چقدر سخت است عزیزتری...

من او را رها کردم تا او خود را در یابدو چقدر سخت است عزیزتری...

ای آسمانی ترین ستاره ی هستی !با تو ...جرقه های عاشق شدن ، در...

سفارشی...به مهتاب گفتم ای مهتاب سر راهت به کوی او سلام من رس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط