.
.
واسه آرامشِ من هر دقیقه به استقبال هر تشویش رفتی
تو با این قلبِ دریایی امیدم چه جوری تو دلِ آتیش رفتی
تو پایِ عشق از جونت گذشتی همینه فرقِ بینِ عشق و عادت
اگه راهِ شهادت این نباشه تو این دنیا به چی میگن شهادت
دلِ تو عمقِ اقیانوسو داره دلِ تو سمتِ هر راهی نمیره
نمی دونم تو این دنیا کسی هست که این دل توی سینش جا بگیره
تو پا مى زارى تو کابوس اما نگاهت رو به رويامِ هميشه
تو وقتى توى دلِ آتيش میرى نگاهت مثل ابراهيم ميشه
تو مى سوزى که اميدم نسوزه تو که روياى هر روز و هنوزى
يه وقتايى واسه پرواز کردن فقط انگار حق دارى بسوزی
واسه آرامشِ من هر دقیقه به استقبال هر تشویش رفتی
تو با این قلبِ دریایی امیدم چه جوری تو دلِ آتیش رفتی
تو پایِ عشق از جونت گذشتی همینه فرقِ بینِ عشق و عادت
اگه راهِ شهادت این نباشه تو این دنیا به چی میگن شهادت
دلِ تو عمقِ اقیانوسو داره دلِ تو سمتِ هر راهی نمیره
نمی دونم تو این دنیا کسی هست که این دل توی سینش جا بگیره
تو پا مى زارى تو کابوس اما نگاهت رو به رويامِ هميشه
تو وقتى توى دلِ آتيش میرى نگاهت مثل ابراهيم ميشه
تو مى سوزى که اميدم نسوزه تو که روياى هر روز و هنوزى
يه وقتايى واسه پرواز کردن فقط انگار حق دارى بسوزی
- ۸۹۲
- ۱۹ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط