{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاقلی بودم ک عشـق

عاقلی بودم ک عشـق
آمد امانم راگـرفت

بنـدبنـد جسـم وجـان و
استخوانم راگـرفت

لال گشتم تا که عشق آمد
به ایوان دلم

درازای ایـن محبتـــ او
زبانـم راگـرفت
دیدگاه ها (۱)

رمان دخت من

من کیستم!

رمان تو خود منی

#دلدارزمانی ک تو باشیزندگی برایم قشنگ‌ ست عاشقی برایم با معن...

I'm not jealous part 62+سلام بر عشق روز های تنهایی‌..جانم؟^ع...

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part43سعید:خوب میشنومنمیدونم چرا ی دفعه بغضم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط