{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاقلی بودم ک عشـق

عاقلی بودم ک عشـق
آمد امانم راگـرفت

بنـدبنـد جسـم وجـان و
استخوانم راگـرفت

لال گشتم تا که عشق آمد
به ایوان دلم

درازای ایـن محبتـــ او
زبانـم راگـرفت
دیدگاه ها (۱)

من مرده‌ام؛در من هوای هیچ کس نیست… .‌‎‎‌‌‌

دیگر نمیگویم بماڹنمیگویم رهایم نڪڹنمیگویم دوستم داشتہ باش…عش...

وقتی فهمید میخوامش خندید و رفتالتماس و توی چشمام دید و رفتبا...

🪩 #شعر_بخوانیم 🪩«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در...

عشق در تاریکی۴۹.سرمو آوردم بالا و دیدم کوکه ازش به شدت عصبی ...

🌹 شعر 🌹«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در پیِ چشما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط