{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد تو در.......

یاد تو در.......
گوشه ی
اشک های روان من است
اسمت را
سنجاق کرده ام به قلبم
سهم من چه بود؟
که تو سهم من نبودی
من در پس کدامین گناه
تقاص می دهم
که اینگونه بی تو بودن
زجرم می دهد
دارد بهار می رسد
تمام دلخوشی من همین پنجره است

پنجره تنهایی مرا
به بهار خبر می دهد
حتی اگر نباشی

#لیلا_صابری_منش
دیدگاه ها (۳)

به خوابم که می آییهنوز همان قدر مهربانی و عاشقاین روزهابیشتر...

امان...از روزی که...از دل نرودهر آنکه از دیده برفت ...

گـاه گاهـی دل من می گیرد بـیـشـتر وقـت غروبآن زمان که خدا نـ...

میگویند : زندگیت را پایِ یک “نفر” نگذارکاش میدانستند که یک ن...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

ص ۷۱___می نویسم پریسا سه بار گفت ازاده و تو نشسته ای و به من...

اخرین امتحان برگزار و ترم تمام شد باید به خانه میرفتم موقع ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط