سهدروغویکجسد
᷼‿𑂴 ຸ ຼִꨵꨲ
ꨲꪴ ꩌּ۫ ެ𝇁ᰰ᷎᷃ ٜׄ ݁𝒿ꨵ۪
ׅׄ 𝑙𝑖ꨲꨭ᷎᷃ ྀᩘׅׄ۫ ۫
#سه_دروغ_و_یک_جسد
P1
“بهم بگو… توی این چشمها چی میبینی؟”
در اعماق شبهای پرستاره، درست کنار حاشیهی جنگلی که رازهایش رو در سکوت نگه میداشت، پسرکی به نام جک زندگی میکرد.
جک چشمهایی به رنگ آبی تیره داشت..عمیق مثل خود شب.
موهایش به رنگ طلایی روشن مثل گندمزار زیر نور خورشید بود.
20نوامبر، روز تولد 17سالگی جک.
پاییز با سرمای گزندهاش که تا عمق استخوان نفوذ میکرد..به پسرک یادآوری میکرد که فصل معمولیای در پیش ندارد.
جک فکر میکرد زندگیش ارومه..
تا اینکه شروع به دریافت نامه های عجیب کرد..
فقط چند خط..کوتاه..گنگ..
اولین نامه درست 3 روز قبل از تولدش رسید.
متنی که روی کاغذ زرد و کهنهای نوشته شده بود.
بدون اسم..بدون آدرس.
فقط یک جمله، با دستخط خرچنگ قورباغه ای..
و دو روز بعد،یک نامه جدید به دست پسرک رسید
این بار کاغذ سرد بود..سردتر از هوای پاییز....
~~~~~~~~~~~~~
https://splus.ir/sweetbreez_art_fiction
ادام پارت1 تو کانال سروشمونه👆🏻😧🎀
᷼‿𑂴 ຸ ຼִꨵꨲ
ꨲꪴ ꩌּ۫ ެ𝇁ᰰ᷎᷃ ٜׄ ݁𝒿ꨵ۪
ׅׄ 𝑙𝑖ꨲꨭ᷎᷃ ྀᩘׅׄ۫ ۫
݁ꩌ‿𖫲᷼ᤳ ꨲ𑂴 𑂳꧇
ꨲꪴ ꩌּ۫ ެ𝇁ᰰ᷎᷃ ٜׄ ݁𝒿ꨵ۪
ׅׄ 𝑙𝑖ꨲꨭ᷎᷃ ྀᩘׅׄ۫ ۫
#سه_دروغ_و_یک_جسد
P1
“بهم بگو… توی این چشمها چی میبینی؟”
در اعماق شبهای پرستاره، درست کنار حاشیهی جنگلی که رازهایش رو در سکوت نگه میداشت، پسرکی به نام جک زندگی میکرد.
جک چشمهایی به رنگ آبی تیره داشت..عمیق مثل خود شب.
موهایش به رنگ طلایی روشن مثل گندمزار زیر نور خورشید بود.
20نوامبر، روز تولد 17سالگی جک.
پاییز با سرمای گزندهاش که تا عمق استخوان نفوذ میکرد..به پسرک یادآوری میکرد که فصل معمولیای در پیش ندارد.
جک فکر میکرد زندگیش ارومه..
تا اینکه شروع به دریافت نامه های عجیب کرد..
فقط چند خط..کوتاه..گنگ..
اولین نامه درست 3 روز قبل از تولدش رسید.
متنی که روی کاغذ زرد و کهنهای نوشته شده بود.
بدون اسم..بدون آدرس.
فقط یک جمله، با دستخط خرچنگ قورباغه ای..
و دو روز بعد،یک نامه جدید به دست پسرک رسید
این بار کاغذ سرد بود..سردتر از هوای پاییز....
~~~~~~~~~~~~~
https://splus.ir/sweetbreez_art_fiction
ادام پارت1 تو کانال سروشمونه👆🏻😧🎀
᷼‿𑂴 ຸ ຼִꨵꨲ
ꨲꪴ ꩌּ۫ ެ𝇁ᰰ᷎᷃ ٜׄ ݁𝒿ꨵ۪
ׅׄ 𝑙𝑖ꨲꨭ᷎᷃ ྀᩘׅׄ۫ ۫
݁ꩌ‿𖫲᷼ᤳ ꨲ𑂴 𑂳꧇
- ۷۰
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط