{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جمعه را با غزلی چای و کتاب شعری

.
جمعه را با غَزلی ، چای وُ کتابِ شعری ؛


می شَوَد بود اگر تنگیِ دل ، بگذارد...


#فاطمه_معصومی_مانا
دیدگاه ها (۱)

" صبر کنید تا کودکان سمت من بیایند و راه را برآنها نبندیدزیر...

شب .... ستاره .... شب .... چه بی قرار م...

چراغ برق را که روشن میکنم سایه های روی دیوار گم می شوند و رو...

من از هفت‌سنگ می‌ترسممی‌ترسم آنقدرسنگ رو سنگ بچینمکه دیواری،...

برما گذشت آنچه نباید می گذشتباقی عمر هرچه باداباد....#دل تنگ...

همیشه چای برایم بیشتر از یک نوشیدنی ساده بودهچای بهانه‌ ایست...

سلام حضرتِ زندگی ، مهدی جان می شود این آخرین زمستان باشد ؟می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط