پارت

پارت 1

ویو ات

با امیلی توی استادیوم به عنوان تماشاگر نشسته بودیم و داشتیم بازی جیهوپ اکس امیلی رو میدیدیم... داشتیم همین جوری باهم حرف میزدیم که یهو یه دختر از پشت شروع کرد به سرو صداکردن و دعوا شکل گرفت... جیهوپ با دیدن این صحنه سریع هدفون رو از روی گوشش برداشتو از پشت سیستم بلند شد و بازی رو ول کرد و اومد طرف ما....دست امیلی رو گرفت میخواست ببرتش پشت استادیوم و باهاش حرف بزنه(ماکه نفهمیدیم🙄) امیلی مقاومت میکرد...

ویو نویسنده
جیهوپ پوفی کشید و امیلی رو براید بغل کرد و از اونجا خارج شد... هرچی امیلی دست و پا میزد فایده نداشت... جیهوپ امیلی رو برد به یکی از اتاق ها ... اونو زمین گذاشت که امیلی شروع کرد به جیغ جیغ کردن...

جیهوپ :امیلی یه لحظه به حرفم گوش کن*بلند*

امیلی:نمیخوام واسه چی باید به حرفات گوش کنم... هم ابروی منو بردی هم خودتو...

جیهوپ :امیلی حرف مردم برام مهم نیست حتی شده همه ی دنیا بهم پشت کنن من تورو میخوام...

امیلی:جیهوپ من نمیخوام معروفیتت بخاطر من از دست بره...

جیهوپ :به چه قیمتی... به قیمت اینکه خودم از بین برم؟!

امیلی:من نمیخوام اتفاقی برات بیوفته... من چون دوستت داشتم ازت جدا شدم*بغض*

جیهوپ اروم شروع میکنه به بوسیدن اِمیلی...

ویو ات
ایبابا این دختر کجا رفت؟... دیدم امیلی داره زنگ میزنه...

ات:الو دختر معاومه تو و اون اکست کجا رفتین؟

امیلی:من دارم میرم خونه تو هم بیا اونجا!

ات:خیله خوب اومدم...

به طرف خونه ی امیلی حرکت کردم... به تونه اش رسیدم..

________________ببینید چه ادمین خوبی دارید امتحان ریاضی داره بعد داره واسه شما پارت مینویسه. ❤️❤️❤️❤️❤️
دیدگاه ها (۰)

استوری درخواستیتولدت مبارککککک هوپی❤️❤️❤️❤️❤️💕

تولدت مبارک امیدمتولدت مبارک نور زندگیمتولدت مبارک ❤️❤️❤️❤️❤...

پارت4(پایانی)ویو جیهوپداشتم دیوونه میشدم... سرم از شدت درد گ...

پارت3ویو جیمینجیهوپ جوما رو کول کرد و به طرف بیمارستان دویید...

چند پارتی جیهوپ ویو ا/تکلاس تموم شد به سمت در مدرسه رفتم و خ...

جیمین فیک زندگی پارت ۶۲#

ادامه پارت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط