{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مدتی در قلب من بودی و حالا در سرم! 

مدتی در قلب من بودی و حالا در سرم! 
کار سختی نیست.... تنها جا به جایت می کنم

بعد از این گاهی سلامی، گوشه چشمی، خنده ای
شکر ایزد! در همین حد هم قناعت می کنم

من نه جلادم! نه زندانبان، کسی هم نیستم
چون خودت می خواستی، باشد! رهایت می کنم

لب به دندان می گزم،.... پنهان بماند راز تو
بیش از این چیزی نمی گویم، رعایت می کنم

پیش من خوشبخت بودی، بعد از این هم سعی کن
لااقل خوشبخت تر باشی، دعایت می کنم.
دیدگاه ها (۹)

.باید باور کنیمتنهاییتلخ‌ترین بلای بودن نیستچیزهای بدتری هم ...

ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﻣﺜﻞ ﺯﻧﯽ ﺍﺯ ﺷﺎﻋﺮﯼ ﺷﻮﻫﺮﺵﻣﺜﻞ ﻣﺮﺩﯼ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺩﺭ ﺍﺣﻘﺎﻕ ﺣﻖ ﻫﻤﺴ...

دیگر آن دیوانه ی بی تاب سابق نیستمتوبه کردم از گناه عشق،! عا...

دلبری دارم ک هردم مست نامش میشوم سرخوش از صحبای جان...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

007-پنهان در مه - پارت ۸۳

🍷 شراب قرمزپارت ۱۴ | نامه‌ی مادررینا هنوز نامه را در دستش نگ...

مدتی در قلب من بودی و حالا در سرم! کار سختی نیست.... تنها جا...

مدتی در قلب من بودی و حالا در سرم! کار سختی نیست.... تنها جا...

مدتی در قلب من بودی و حالا در سرم! کار سختی نیست.... تنها جا...

مدتی در قلب من بودی و حالا در سرم! کار سختی نیست.... تنها جا...

مدتی در قلب من بودی و حالا در سرم! کار سختی نیست.... تنها جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط