{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه آرمی تو پرتغال تهیونگ رو دیده و باهاش عکس گرفته

یه آرمی تو پرتغال تهیونگ رو دیده و باهاش عکس گرفته😭❤️‍🔥

دختری که تهیونگ رو دیده داستان‌ اینکه چجوری اون رو دیده و باهاش عکس گرفته رو تو اکانت تیک تاکش تعریف کرده🤍:

سلام خانواده! اسمم واسکواست. تو یه شیرینی‌ فروشی کوچیک توی یه منطقه خیلی توریستی اینجا در پرتغال کار میکنم. اون روز مثل همیشه سر کار بودم: پشت پیشخوان ایستاده بودم و به در ورودی نگاه میکردم… که یه‌دفعه دو تا مرد کره‌ای وارد شدن. حتی اولش کامل سرمو بالا نیاوردم، فقط سایه‌هاشونو دیدم و همون لحظه انگار یه چیزی توی دلم فرو ریخت.با خودم گفتم: اینه تهیونگه. خودشه.
شروع کردم به لرزیدن. واقعاً لرزیدن. ولی همون لحظه تصمیم گرفتم هیچ کاری نکنم. بذارم راحت بگرده و زندگیشو بکنه، بدون فشار فن‌ها. منیجرش اومد جلو و دو تا پاستل د ناتا و دو تا کوکاکولای زیرو سفارش داد. سریع آماده کردم، دادم دستشون و گفتم برای پرداخت برن صندوق پیش همکارم. همون موقع تهیونگ داشت از پاستل د ناتا فیلم میگرفت میتونین تصور کنین؟ اگه یه روز پاستل د ناتا پست کرد، بدونین توی شیرینی‌فروشی من فیلم‌برداری شده.
وقتی داشتن میرفتن، گفتم:Thank you, bye-bye. بعد منیجرش بهش گفت:اون تو رو شناخت. تهیونگ برگشت، لبخند زد و گفت:Bye-bye. خیلی… معمولی بود. خیلی گرم، خیلی مهربون. اونا رفتن سمت یه نقطه توریستی روبه‌روی محل کارم. همکارم گفت:دیوونه‌ای؟ چرا عکس یا امضا نگرفتی؟گفتم طبق قانون، وقتی کار نمیکنن نباید چیزی بخوایم. ولی ته دلم گفتم: خدایا، چقدر احمقم. حدود ده دقیقه بعد همکارم گفت: برو، من هواتو دارم. رفتم بیرون، وانمود کردم دارم تستی پخش میکنم و فکر میکردم دیگه از جلوی مغازه رد نمیشن…ولی دوباره از همون‌جا رد شدن.منیجرش رفت سمت همکارم، و تهیونگ اومد سمت من.گفت: Thank you و بغلم کرد. اون لحظه مغزم کاملاً از کار افتاد. فقط تونستم بگم ۹ ساله آرمی‌ام و قراره برم کنسرتشون توی مادرید. بعد گفت: You wanna go photo?اولش نفهمیدم چی گفت. بعد فهمیدم خودش پیشنهاد عکس داده.کنارم ایستاد که عکس بگیریم. مردم… اون خیلی کوچیکه، خیلی ظریفه. وقتی بغلش کردم واقعاً حسش کردم. و مدام لبخند میزد.نتونستم ویدیو بگیرم،خیلی استرس داشتم. فقط عکس. واقعاً نمیخواستم مزاحم گردش و آرامشش بشم.ممنونم تهیونگ. واقعاً ممنونم.
بعد از ۹ سال آرمی بودن… من از آنگولا مهاجرت کردم پرتغال و حالا روی یه زمین باهاش ایستادم.هنوزم باورم نمیشه.شاید اولین آرمی آنگولایی باشم که با تهیونگ عکس داره؟ اگه نیستم بهم بگین، چون حس میکنم رکورددار گینسم!
امشب راحت میخوابم.
بوس، خداحافظ!
دیدگاه ها (۰)

بیشتر از یونگی😭🤏🏻🍊

بعد از گذشت چند روز، همچنان عکس های تازه منتشر شده از یونگی ...

یه آرمی که تو قنادی/کافه کار می‌کرده تهیونگ رو اونجا دیده و ...

آپدیت فن‌کافه تهیونگ 🐻🎀👤: شب کریسمس توی دفتر مشغول کار بودم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط