{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌گویند

می‌گویند
بس که دستی گرم
کسی به سرت نکشیده
موهایت سفید شده‌اند
ریش هایت بلند .
می‌گویند
مجنون جدیدی شده‌ای
که یادت نمی‌آید
مدرن‌ترین عاشقانه‌هایت را
پای کدام زن می‌نوشتی .
می‌گویند و پشت سرت می‌خندند .
می‌خندند و شانه به شانه می‌لرزم .
دوستانمان باور نمی‌کنند
از پشت همین گوشی
چه قولهای بزرگی
که میان دو شهر رد و بدل نمی‌شدند
و نمی‌دانندقرار فقط کنار خیابان نیست .
گاهی در حاشیه درد
قرار می‌گیرم
تا با کناری‌ات کنار بیایم .
گاهی قرار این است
که تا پنجره را با چشم هایم باز می‌کنم
اشکهایم میان زمین و آسمان تقسیم شوند
و اوضاع روحی این شهر لعنتی
با حال خراب من به هم بریزد .
این روزها من از کجا بدانم
چگونه از چشم هایم پلک‌خوانی‌ات کرده‌اند ! ؟
به ریش بلند تو می‌خندند
و بغض من
بغض
بغض
گره‌ای است که فقط به دست لب‌های‌شان باز می‌شود .


دلواژه های / سعید
دیدگاه ها (۶)

🍂🖇گاهی چایی‌ام را با خیالتشیرین می‌کنم گاهی دست در دستِ خیال...

عاشقانه های شبنم

همه دغدغه‌ها و ترسهای یه رابطه رو الن دوباتن مثل یه معجزه در...

𓆩 پارت ۴۸ 🖤🥀 𓆪ات با بغض به جیمین نگاه کرد.ات: پس همه‌چیز درو...

صبح روز بعد، ات با صدای باز شدن در اتاق از خواب بیدار شد.چشم...

پارت ۲۳از جونگکوک فاصله گرفتم.نه چون ازش متنفر بودم.چون نمی‌...

dark life = 41دو هفته از اون روز کنار دریاچه گذشته بود و تهی...

بریم پارت ۵۵ دختر کوچولوم:سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۵ات چن...

🖤 مافیای منقسمت ششم | شکات با همان حالت لجبازانه جلوی در ایس...

.......//برده ی زیبا//.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط