پایان غیر عادیpart
پایان غیر عادی(part1)
در عمارتی بزرگ و دلنشین دختری به نام سوفی با پسری با نام گوجو (حس شاعرانه گرفتم) با خوبی و خوشی زندگی میکردند
البته زندگیشان پر از شور و هیجان بود چرا که پسر مافیا بود
دختر خیلی آرام داشت شعر میخواند و به پرده های داخل هال (درست نوشتم؟) ور میرفت
که با صدای در به خودش آمد
خوشحال شد چون فکر میکرد که مرد زندگی اش آمده است
به سمت در رفت و با شوق و هیجان در رو باز کرد
ولی با مردی که با ماسک بود مواجه شد
مرد دستمالی روی صورت دختر گذاشت و آن را بیهوش کرد
وقتی که دختر به هوش آمد به صندلی ای بسته شده بود
رو به رویش را نگاه کرد
مرد غریبه روبهرویش نشسته بود و با چاقوی خود ور میرفت
مرد غریبه ماسک روی صورتش را ورداشت
دختر تعجب کرد انتظار هر کسی را داشت جز این اون مرد کسی نبود جز.......
____________________________________________ پایان پارت اول ❤❤
اگه خوشتون نیومد بگید چون حتما ادامه میدش🎀
به نظرتون مرد غریبه کی بود؟؟؟
و اینکه همینجوری شاعرانه ادامش بدم یا نه؟؟؟
در عمارتی بزرگ و دلنشین دختری به نام سوفی با پسری با نام گوجو (حس شاعرانه گرفتم) با خوبی و خوشی زندگی میکردند
البته زندگیشان پر از شور و هیجان بود چرا که پسر مافیا بود
دختر خیلی آرام داشت شعر میخواند و به پرده های داخل هال (درست نوشتم؟) ور میرفت
که با صدای در به خودش آمد
خوشحال شد چون فکر میکرد که مرد زندگی اش آمده است
به سمت در رفت و با شوق و هیجان در رو باز کرد
ولی با مردی که با ماسک بود مواجه شد
مرد دستمالی روی صورت دختر گذاشت و آن را بیهوش کرد
وقتی که دختر به هوش آمد به صندلی ای بسته شده بود
رو به رویش را نگاه کرد
مرد غریبه روبهرویش نشسته بود و با چاقوی خود ور میرفت
مرد غریبه ماسک روی صورتش را ورداشت
دختر تعجب کرد انتظار هر کسی را داشت جز این اون مرد کسی نبود جز.......
____________________________________________ پایان پارت اول ❤❤
اگه خوشتون نیومد بگید چون حتما ادامه میدش🎀
به نظرتون مرد غریبه کی بود؟؟؟
و اینکه همینجوری شاعرانه ادامش بدم یا نه؟؟؟
- ۳۳
- ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط