part
part:¹⁵
معاینت کردن بعد اومدن بیرون تهیونگ گفت
♡: چیشد
گفتن: اقا لطفا صبر کنید جوابش بیاد
وقتی جوابش اومد
گفتن: اقا جواب ازمایش اومد مثبت بود
تهیونگ چشماش برق زد بعد تو از اتاق اومدی بیرون پریدی تو بغل تهیونگ یه بغل خیلی گرم خیلی امن بعد تهیونگ رو بوسیدی
تهیونگ به پرستارا گفت: بدورد
بعد رفتین سوار ماشین شدین
♡: خیلی خوشحالم قول میدم جوری ازت محافظت کنم که هیچ دردی نداشته باشی
☆: مرسی خیلی خیلی عاشقتم
♡: من بیشتر
همون لحظه چهیونگ زنگ زد گفت
@: درود خوبی
☆: درود اره خوبم چخبر
@: هیچی سلامتی
☆: خب چرا زنگ زدی؟
@: میخواستم بدونم میشه اون مردِ که فکر کنم اسمش جونگکوک بودو برام اوکی کنی؟
☆: اوه ازش خوشت اومده
@: اااممم خب اره
☆: اخخخییی باشه اوکیش میکنم
همون لحظه که قطع کردی تهیونگ کع اومد بپرسه کی بود یکی بهش زنگ زد جونگکوک بود جواب داد
(جونگکوک←&)
&: سلام داداش
♡: سلام داداش خوبی
&: اره چخبر
♡: هیچی چرا زنگ زدی
&: میخواستم بدونم اون زنه که با لارا دزدیدیمش رو میشه برام اوکیش کنی ازش خوشم اومده؟؟
♡: حتما داداش سعی میکنم
&: مرسی بای
♡: بای
قطع کرد و پرسید
♡: کی بود بهت زنگ زد؟
☆: اممم.... چهیونگ بود گفت که میشه برام جونگکوکو اوکی کنی حالا واقعا میشه براش اوکی کنی بچم تاحالا توی هیچ رابطه ای نبوده
♡: عه واقعا الان جونگکوکم به من زنگ زد گفت میشه برام چهیونگو اوکی کنی اره میشه میخوای بهشون زنگ بزنیم بگیم اوکی شد؟؟
☆: واقعا پرام اوکی زنگ بزنیم
زنگ زدید بهشون گفتید که...
.ــ.ــ.ــ.ــ.
شرطش مثل شرط پارت قبلی
معاینت کردن بعد اومدن بیرون تهیونگ گفت
♡: چیشد
گفتن: اقا لطفا صبر کنید جوابش بیاد
وقتی جوابش اومد
گفتن: اقا جواب ازمایش اومد مثبت بود
تهیونگ چشماش برق زد بعد تو از اتاق اومدی بیرون پریدی تو بغل تهیونگ یه بغل خیلی گرم خیلی امن بعد تهیونگ رو بوسیدی
تهیونگ به پرستارا گفت: بدورد
بعد رفتین سوار ماشین شدین
♡: خیلی خوشحالم قول میدم جوری ازت محافظت کنم که هیچ دردی نداشته باشی
☆: مرسی خیلی خیلی عاشقتم
♡: من بیشتر
همون لحظه چهیونگ زنگ زد گفت
@: درود خوبی
☆: درود اره خوبم چخبر
@: هیچی سلامتی
☆: خب چرا زنگ زدی؟
@: میخواستم بدونم میشه اون مردِ که فکر کنم اسمش جونگکوک بودو برام اوکی کنی؟
☆: اوه ازش خوشت اومده
@: اااممم خب اره
☆: اخخخییی باشه اوکیش میکنم
همون لحظه که قطع کردی تهیونگ کع اومد بپرسه کی بود یکی بهش زنگ زد جونگکوک بود جواب داد
(جونگکوک←&)
&: سلام داداش
♡: سلام داداش خوبی
&: اره چخبر
♡: هیچی چرا زنگ زدی
&: میخواستم بدونم اون زنه که با لارا دزدیدیمش رو میشه برام اوکیش کنی ازش خوشم اومده؟؟
♡: حتما داداش سعی میکنم
&: مرسی بای
♡: بای
قطع کرد و پرسید
♡: کی بود بهت زنگ زد؟
☆: اممم.... چهیونگ بود گفت که میشه برام جونگکوکو اوکی کنی حالا واقعا میشه براش اوکی کنی بچم تاحالا توی هیچ رابطه ای نبوده
♡: عه واقعا الان جونگکوکم به من زنگ زد گفت میشه برام چهیونگو اوکی کنی اره میشه میخوای بهشون زنگ بزنیم بگیم اوکی شد؟؟
☆: واقعا پرام اوکی زنگ بزنیم
زنگ زدید بهشون گفتید که...
.ــ.ــ.ــ.ــ.
شرطش مثل شرط پارت قبلی
- ۶۱
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط