پارت
پارت ۴۸
ا.ت:چیکارم داشتی صدام زدی؟
جیمین جلوی ا.ت پشت اون میله ها وامیسته
جیمین: بیا داخل
ا.ت:پوفی میکشه و میره داخل و در رو قفل میکنه
( سرباز گفته بود تنهاشون میزاره و رفته بود)
جیمین: دستبندش رو به گردن ا.ت آروم میزنه
جیمین:بازم کن
ا.ت:قطعا نمیکنم
جیمین: فقط یک لحظه بازشون کن
ا.ت:پوفی میکشه و دستاش رو باز میکنه
جیمین:خیلی سریع ا.ت رو بغل میکنه
جیمین:معذرت میخوام نمیدونستم اون تویی ببخشید که باعث زخم روی صورتت شدم
ا.ت:چشماش گشاد شد
ا.ت:چ...چی..کار...میکنی؟
ا.ت:بیخیال کارت تموم شد؟
جیمین:چرا انقدر سردی؟
ا.ت:چون توی اداره ایم
ا.ت:خودش رو از جیمین جدا میکنه و بهش دست بند میزنه و از اونجا میره بیرون که گوشی جیمین که دست ا.ت بود زنگ میخوره
ا.ت:در سکوت به تلفنش گوش میده
جنی:جیمین؟؟؟جیمین صدام رو میشنوی؟
ا.ت:بله فرمایید
جنی:یاااا دست از سر جیمینم بردار
ا.ت:بله؟
جنی:دست از سر جیمین من بردار..به موچی من نزدیک نشوووووووووووووووو
ا.ت:جیمینت اینجا تو زندانه و قطع میکنه
ا.ت تو دلش:جیمینم؟جیمین من؟ موچی من؟ هااا
(جیمین همه چیو شنیده بود و قیافه ی ا.ت رو دید که توهمه و بغض کرده )
ا.ت:سرباز بیا حواست باشه برگرد سر پستت
پیلدو:خوبی؟
ا.ت:آااره فقط میخوام یک سر برم خونه دوش بگیرم برگردم
پیلدو:اوک به سلامت
ا.ت:مرسی و به سمت ماشینش تقریبا دوید و نشست توی ماشین نفس نفس میزد بع فرمون مشت میزد
ا.ت:جیمین من هااااااا(با گریه داد میزنه)
ماشین رو روشن میکنه همون جوری که داره گریه میکنه میره سمت خونه وارد خونه میشه یک لیوان آب میخوره میره حموم میکنه و میاد بیرون موهاش خشک و درست میکنه یک میکاپ خیلی کم همیشگی و یک لباس مناسب یکم نودل میخوره و دوباره به سمت اداره میره پشت میزش میشینه و وارد سایت میشه و درمورد پرونده ی قتل مادرش شروع به تحقیق میکنه..
ویو جیمین/
من و پیلدو نقشه ریخته بودیم..
پیلدو:چرا میخوای تنها ببینیش باز؟
جیمین:میخوام باهاش حرف بزنم
پیلدو:ببخشید ولی نسبتت باهاش چیه؟
جیمین:اون...آمم...خب..راستش...آه
حیمبن: اون معشوقه ی منه(سرش رو میندازه پایین)
پیلدو:واو اوکی برات ردیفش میکنم؛)
حیمین:ممنونممم
پیلدو جیمین رو شب از بازداشت گاه بیرون میاره و دستاش رو باز میکنه
پیلدو:بیا اینم کارت شناسایی من میتونی باهاش وارد بخش مواد مخدر شی دوربین خاموشه و ا.ت تنهاس راحت باش
جیمین:مرسی
جیمین:در رو باز میکنه و میره تو
ا.ت فکر میکنه که هیون شیک اومده پس حرفی نمیزنه و سرش هم بالا نمیاره که متوجه ی دستی میشه که دور کمرش حلقه میشه و سرش رو روی شونه اش میزاره واسه همین میلرزه
جیمین:از دستم ناراحتی؟
ا.ت:اینجا چیکار میکنی(سریع کامپیوتر رو خاموش میکنه)
جیمین:از دستم ناراحتی؟
ادامه دارد..
ا.ت:چیکارم داشتی صدام زدی؟
جیمین جلوی ا.ت پشت اون میله ها وامیسته
جیمین: بیا داخل
ا.ت:پوفی میکشه و میره داخل و در رو قفل میکنه
( سرباز گفته بود تنهاشون میزاره و رفته بود)
جیمین: دستبندش رو به گردن ا.ت آروم میزنه
جیمین:بازم کن
ا.ت:قطعا نمیکنم
جیمین: فقط یک لحظه بازشون کن
ا.ت:پوفی میکشه و دستاش رو باز میکنه
جیمین:خیلی سریع ا.ت رو بغل میکنه
جیمین:معذرت میخوام نمیدونستم اون تویی ببخشید که باعث زخم روی صورتت شدم
ا.ت:چشماش گشاد شد
ا.ت:چ...چی..کار...میکنی؟
ا.ت:بیخیال کارت تموم شد؟
جیمین:چرا انقدر سردی؟
ا.ت:چون توی اداره ایم
ا.ت:خودش رو از جیمین جدا میکنه و بهش دست بند میزنه و از اونجا میره بیرون که گوشی جیمین که دست ا.ت بود زنگ میخوره
ا.ت:در سکوت به تلفنش گوش میده
جنی:جیمین؟؟؟جیمین صدام رو میشنوی؟
ا.ت:بله فرمایید
جنی:یاااا دست از سر جیمینم بردار
ا.ت:بله؟
جنی:دست از سر جیمین من بردار..به موچی من نزدیک نشوووووووووووووووو
ا.ت:جیمینت اینجا تو زندانه و قطع میکنه
ا.ت تو دلش:جیمینم؟جیمین من؟ موچی من؟ هااا
(جیمین همه چیو شنیده بود و قیافه ی ا.ت رو دید که توهمه و بغض کرده )
ا.ت:سرباز بیا حواست باشه برگرد سر پستت
پیلدو:خوبی؟
ا.ت:آااره فقط میخوام یک سر برم خونه دوش بگیرم برگردم
پیلدو:اوک به سلامت
ا.ت:مرسی و به سمت ماشینش تقریبا دوید و نشست توی ماشین نفس نفس میزد بع فرمون مشت میزد
ا.ت:جیمین من هااااااا(با گریه داد میزنه)
ماشین رو روشن میکنه همون جوری که داره گریه میکنه میره سمت خونه وارد خونه میشه یک لیوان آب میخوره میره حموم میکنه و میاد بیرون موهاش خشک و درست میکنه یک میکاپ خیلی کم همیشگی و یک لباس مناسب یکم نودل میخوره و دوباره به سمت اداره میره پشت میزش میشینه و وارد سایت میشه و درمورد پرونده ی قتل مادرش شروع به تحقیق میکنه..
ویو جیمین/
من و پیلدو نقشه ریخته بودیم..
پیلدو:چرا میخوای تنها ببینیش باز؟
جیمین:میخوام باهاش حرف بزنم
پیلدو:ببخشید ولی نسبتت باهاش چیه؟
جیمین:اون...آمم...خب..راستش...آه
حیمبن: اون معشوقه ی منه(سرش رو میندازه پایین)
پیلدو:واو اوکی برات ردیفش میکنم؛)
حیمین:ممنونممم
پیلدو جیمین رو شب از بازداشت گاه بیرون میاره و دستاش رو باز میکنه
پیلدو:بیا اینم کارت شناسایی من میتونی باهاش وارد بخش مواد مخدر شی دوربین خاموشه و ا.ت تنهاس راحت باش
جیمین:مرسی
جیمین:در رو باز میکنه و میره تو
ا.ت فکر میکنه که هیون شیک اومده پس حرفی نمیزنه و سرش هم بالا نمیاره که متوجه ی دستی میشه که دور کمرش حلقه میشه و سرش رو روی شونه اش میزاره واسه همین میلرزه
جیمین:از دستم ناراحتی؟
ا.ت:اینجا چیکار میکنی(سریع کامپیوتر رو خاموش میکنه)
جیمین:از دستم ناراحتی؟
ادامه دارد..
- ۵.۵k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط