اربابان من
اربابان من
هر کدوم به نوبت به میا غذا میدانند
و میا هم بغض کرده بود و میترسید
جیمین که سمت راست شوگا بود
متوجه شو
و چونه میا رو گرفت
جیمین : چت شده پرنسس نمیخاد بترسی خوشگلم
و شروع به بوسیدن میا کرد
از اون روز چند ماه میگذره.
اعضا به میا اعتراف کردن و میا هم قبول کرد
میا الان ملکه عمارته
اما با ظلم زندگی نمیکنه
همه اونو دوست دارن و یونا؟
اون دیگه جرعت قلدری
اونا با هم بودن توی شادی ها و غم ها
اختلاف خانواده اعضا بر طرف شد و الان همه با میا خوبن
اتفاقات زیادی افتاد اما باز هم با هم هستن و خوشبختن
پایان
نمیخواستم طولانی تر از این بشه 😭
بعدی چی باشه🗿
هر کدوم به نوبت به میا غذا میدانند
و میا هم بغض کرده بود و میترسید
جیمین که سمت راست شوگا بود
متوجه شو
و چونه میا رو گرفت
جیمین : چت شده پرنسس نمیخاد بترسی خوشگلم
و شروع به بوسیدن میا کرد
از اون روز چند ماه میگذره.
اعضا به میا اعتراف کردن و میا هم قبول کرد
میا الان ملکه عمارته
اما با ظلم زندگی نمیکنه
همه اونو دوست دارن و یونا؟
اون دیگه جرعت قلدری
اونا با هم بودن توی شادی ها و غم ها
اختلاف خانواده اعضا بر طرف شد و الان همه با میا خوبن
اتفاقات زیادی افتاد اما باز هم با هم هستن و خوشبختن
پایان
نمیخواستم طولانی تر از این بشه 😭
بعدی چی باشه🗿
- ۲.۲k
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط