{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای که بی تو خودمو تک و تنها می بينم      هر جا که پا ميذا

ای که بی تو خودمو تک و تنها می بينم      هر جا که پا ميذارم تو رو اونجا می بينم
يادمه چشمای تو پر درد و غصه بود          قصه غربت تو قد صد تا قصه بود
ياد تو هر جا که هستم با منه                       داره عمر من و آتيش می زنه
تو برام خورشيد بودی توی اين دنيا سبز         گونه های خيسمو دستای تو پاک می کرده

حالا اون دستا کجاست ؟ اون دو تا دستای خوب        چرا بی صدا شده لب قصه های خوب
من که باور ندارم اون همه خاطره مرد        عاشق آسمونا پشت يک پنجره مرد
آسمون سنگی شده خدا انگار خوابيده             انگار از اون بالاها گريه هامو نديده
ياد تو هر جا که هستم با منه              داره عمر منو آتيش می زنه
يادتو هر جا که هستم با منه                 داره عمر منو آتيش می زنه
دیدگاه ها (۳۶)

قلبم رو تکراره همیشه دوست دارهدست من نیست هر روز میگم دوست د...

با غمها میسازم... با کنایه ها میســــــــــــــــــ...

قشنگه

سکوت کمر فکرم را شکست… خسته ام… از تظاهر به خندیدن،به بودن،ب...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

سناریو تهیونگ

رقص سایه‌ها | پارت ۲۴: بازگشت به سایه‌هاسکوتِ بعد از اون جمل...

رقص سایه‌ها | پارت ۲۴: بازگشت به سایه‌هاسکوتِ بعد از اون جمل...

پارت ۴۸

ترانه های قدیمی.دو ترانه ی قدیمی ست چشم های روشن ات!

پارت ۳۰

ماه من .... پارت : ۳

انقدر از اینا دارم میتونم به آتیش بکشم‌تون اما ویس نمی ذاره😔...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟕𝟗ات روی تخت بیمارستان دراز کش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط