{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن لحظه که بین من و تو فاصله افتاد

آن لحظه که بین من و تو فاصله افتاد
انگار زمین از نفس و هلهله افتاد

من عاشقیم را به شب دشت سپردم
آنجا که خداهم پی تو در تله افتاد

با سلسله ی موی تو هرکس که در افتاد
از سلسله از سلسله از سلسله افتاد

بانوی اساطیری شب های جنونم
هر بوسه که دادی به تنم ولوله افتاد

؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

به حرمت نگاه تو زدم کنار پرده رابه عشق روی ماه تو زدم کنار پ...

مهم نیست که شانه هایت تجسم است...و آغوشت خیال!همه یادت اینجا...

کے قرار است بیایے و شکارم بشوےرنگ باران بزنے بوے بهارم بشوےب...

کاش میدانستم چه کسی این سرنوشت را برایم بافتهآنوقت به او میگ...

از دشمنان تا عاشقان

part18

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط