{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به حرمت نگاه تو زدم کنار پرده را

به حرمت نگاه تو زدم کنار پرده را
به عشق روی ماه تو زدم کنار پرده را

دوباره در سکوت شب به پیشوازم آمدی
و در شب سیاه تو زدم کنار پرده را

اگر به دوش خسته‌ات گناه عشق می‌کِشی
به عشق این گناه تو زدم کنار پرده را

نگاه عاشقانه ات شکسته بغض شعر را
کجاست دلبخواه تو زدم کنار پرده را

سر نماز بودم و دوباره بی خیال غم
که با صدای آه تو زدم کنار پرده را

و باز پشت پنجره غزال عاشقت شدم
که غرق اشتباه تو زدم کنار پرده را

تو لابلای صد غزل گریستی و من پیِ
سکوت گاهگاه تو زدم کنار پرده را
دیدگاه ها (۲)

مهم نیست که شانه هایت تجسم است...و آغوشت خیال!همه یادت اینجا...

شب شد خیال آمدنت را به من بدهحسِ عزیز در زدنــــــت را به من...

آن لحظه که بین من و تو فاصله افتادانگار زمین از نفس و هلهله ...

کے قرار است بیایے و شکارم بشوےرنگ باران بزنے بوے بهارم بشوےب...

عاشقانه های شبنم

دوباره سرد... دوباره سرد...

شب تولدم پارت44فصل دوم پارت 15ویو کوک: رفتم داخل اتاق و رفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط