{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم چرا وقتی به آغوش میگیرمت دیگر به هیچ چیز فکر نمی

نمی دانم چرا وقتی به آغوش میگیرمت دیگر به هیچ چیز فکر نمیکنم.
شاید آغوش تو
بن بست تمام افکارم است☆
دیدگاه ها (۴)

چه زیباست اندیشیدن بتومیان اخبار مرگ وپیروزیچه زیباست اندیشی...

تا به حال صدای چشم ها راشنیده ای؟تا به حال کسی همزمان از دو ...

به خاطر تو زبان سکوت را آموختم‌تا از تو گلایه نکنموبا تلخی ن...

من نگاه از مردم این شهر می دزدمولی آنکه سیری ندارم از نگاهش ...

میبوسمت در حالی که تو آنجا نیستی .در آغوش میگیرمت در حالی که...

نمی دانــم … چــرا بیــن ایــن همــه آدم پــیــله کــرده امـ...

“زندگی در قلبهایی که پشت سر گذاشته ایم مرگ نیست.” “بدون تو د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط