{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها که ما تنهاییم و دلمون میخواد یکی باشه که وصله

این روزها که ما تنهاییم و دلمون می‌خواد یکی باشه که وصله تنمون و از خودمون باشه رو پیدا نمی‌کنیم چه بسا که سخت میشه پیدا کرد تا تکیه‌گاهی پیدا کنی که سرت و بذاری رو شونه‌اش و مظلومانه گریه کنی.
بگذار بگویند دلی است که محتاج دلدار است. دلدار دلی وصله به دل میثم و حسرت است.

حسرتی که با از دست دادن مادربزرگش و با ورود به خانواده جدید با نام دیگرش ماه راز زندگی جدیدی را آغاز می‌کند.
حسرت دختری تنها، که فکر می‌کرد همه درهای خدا به روی او بسته شده، با آن حال هنوز ایمان خود به خدا را از دست نداده است و امیدوار است. زندگیِ ماه راز با ورود دکتر میثم فلاحی در کل تغییر می کند. و اتفاقاتی بین عشق و قلب و زندگی در پیش دارد.
مقدمه:نودهشتیا

گاهی وقت‌ها…
در همین نزدیکی‌ها…
در پیِ نشانه‌ایم.
مثلِ…
آبشاری که بر زندگی می‌گذرد.
گاهی وقت‌ها…
هم دیگران از ما به دنبال نشانه‌اند.
مثلِ…
ایرادها و انتقاد ما بر زندگی.
گاهی وقت‌ها…
هم باید مثل ابر گذشت.
مثلِ…
باد وزید.
و…
مثلِ…
رودخانه، جاری بود.
اما،
گاهی وقت‌ها…
باید پروانه بود و…
روی هر گلی نشست.
چون…
ما زِ اوئیم. ولی، او زِ ما نیست.
رمان نوای قلب ماه راز




https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%a7%db%8c-%d9%82%d9%84%d8%a8-%d9%85%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%88%d8%af%d9%87%d8%b4%d8%aa%db%8c%d8%a7/
دیدگاه ها (۱)

حکایت زندگی یه دختره؛ یه دختر مثل همه ی دختر ها با کلی شور و...

تو همه بود و نبودیتو همه شعر و سرودیچه گریزی ز بر منکه ز کوی...

مردی از تبار غم، مردی عاشق، مردی پر از غرور!سپنتا پسری است ک...

به نام خالق عشق سخن نویسنده :دوستان این داستان واقعی هستش که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط