{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا گر پرده بردارد ز روی کار آدم ‌ها

خدا گر پرده بردارد ز روی کار آدم ‌ها
چه شادیها خورد بر هم چه بازیها شو د رسوا

یکی خندد ز آبادی ، یکی گرید ز بر بادی
یکی از جان کــند شادی، یکی از دل کـند غوغا

چه کاذب ها شود صادق، چه صادق ها شود کاذب
چه عابد ها شود فاسق، چه فاسق ها شود مولا

چه زشتی ها شود رنگین چه تلخی ها شود شیرین
چه بالا ها رود پائین، چه سفلی ها شود علیا

عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد
و گر نه بر زمین افتد ز جـیـب محتسب مـــینا
دیدگاه ها (۲)

راضی ام باتو اگرسهم دلم غم بشود...!وبهشت من اگرباتو جهنم بشو...

ناز پروده ی عشق تو شدم ، جان منیدرد خود با که بگویم که ، تو ...

درین سرای بی کسی، کسی به در نمی زندبه دشتِ پُرملال ما پرنده ...

با تو شبی به دیدن مهتاب می روماز چشم های کهنه ی یک قاب می رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط